نوشته‌ها

محور ها بر روی پاراگلایدر

 Axis/ Axes( اکسیز )

Axis  ( اکسیز ) به معنی محور است .

تعریف Axis :

Axis ( محور ) ها میله های فرضی هستند که اجسام  دور انها چرخش می کنند .

یا به عبارت دیگر Axis  خطی است فرضی که حرکت حول آن انجام می شود .

انواع Axis :

  1. Longitudinal Axis (محور طولی )

  2. Lateral Axis ( محور عرضی )

  3. Vertical Axis / Normal Axis (محور عمودی )

Longitudinal  Axis

Longitudinal  Axis  محور طولی وسیله پروازی است و به فرض اگر میله ای از طول وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک سمت بالا و بال سمت دیگر پایین می آید که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور ROLL  (رول ) نامیده می شود .

Lateral Axis

Lateral Axis محور عرضی وسیله پروازی است  و به فرض اگر میله ای از عرض وسیله پروازی عبور دهید ، دماغه یا Leading Edge ( لبه حمله ) بالا و پایین می شود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور PITCH (پیچ) نامیده می شود .

Vertical Axis / Normal Axis

Vertical Axis / Normal Axis محور عمودی  وسیله پروازی است  و به  فرض اگر میله ای به صورت عمودی از وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک  سمت جلو و بال سمت دیگر عقب  می رود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور YAW (یو) نامیده می شود .

رسم Axis  بر روی  هواپیما

Axis در وسایل پروازی

محورها در وسایل پروازی

رسم Axis   بر روی ایرفویل

Axis بر روی ایرفویل

محورها بر روی ایرفویل

رسم Axis  در پرواز پاراگلایدر

محور ها بر روی پاراگلایدر

AXIS در پاراگلایدر

(Center Of Gravity (C .G

CG به معنای مرکز ثقل است و در پاراگلایدر چند سانتیمتر بالاتر از سر خلبان قرار دارد

مرکز ثقل(CG ) و مرکز فشار (CP) در یک راستا هستند .

(Center Of Pressure (C.P

C.P در یک سوم جلوی بال یا همان Leading Edge ( لبه حمله ) قرار دارد و گشتاور نیروها در این نقطه صفر است

عاملی که باعث پیشروی بال می شود و دقیقاً در نقطه (C.P ) قرار دارد به نام Pitch Momentom معروف است که بسیار نا محسوس می باشد .

HALT در پاراگلایدر

Side Effect /HALT/Syndrome /Critical  Time

Side Effect   ( ساید اکت )  به معنی تاثیرات جانبی  است .

تعریف Side Effect   :

هر عاملی که باعث شود فکر شخص از کاری که می خواهد انجام دهد خارج شود و یا کاری خارج از توانایی خود انجام دهد را Side Effect   گویند .

عوامل ایجاد Side Effect   :

  1. حضور تماشاگران
  2. دوربین فیلمبرداری
  3. بیماری
  4. استفاده از مشروبات الکی
  5. استعمال مواد مخدر
  6. Im Safe نبودن خلبان
  7. هر انچه که بخشی از ذهن خلبان را از پرواز خارج کند .

HALT (هالت ) به معنی ایست

HALT در پاراگلایدر

HALT

  1. H مخفف Height به معنی ارتفاع است ، بررسی و تشخیص ارتفاع از سمت خلبان است

  2. A مخفف Aircraft به معنی مجموعه پروازی ، بررسی چتر کمکی و وسیله پروازی توسط خلبان

  3. L مخفف  Location به معنی موقعیت است ، تشخیص موقعیت محل لند توسط خلبان

  4. T مخفف Traffic  به معنی ترافیک است ، خلبان چک کند در محل ترافیک پاراگلایدر های دیگر نباشد

Syndrome  (سندروم )

هر نوع عارضه ژنیتکی است که از لحاظ بیماری به مریض ها نسبت  می دهند .

در پرواز پاراگلایدر متاسفانه به وضوح هنرجویان در دو مقطع اینترمدیت و ادونس دچار سندروم می شوند .

که گاهاً با گیر کردن در این سندروم ها به خود و دیگر هم پروازی های خود آسیب جدی میزنند .

  1. Intermediate Syndrome (اینترمدیت سندروم )

  2. Advance Syndrome (سندروم ادونس )

Intermediate Syndrome و         Advance   Syndrome در واقع  خلبان دچار یک وهم و در اصطلاح پروازی over confidence  (اعتماد به نفس ) می شود که هیچ کس به غیر از خود شخص نمیتواند به او کمک کند .

اهمیت این موضوع به حدی است که در نهایت  باعث سوانح پروازی می شود ، استاد خلبان مهدی کوهی با توجه به روانشناسی که روی شاگرد انجام می دهند به محض تشخیص مراحل ابتدایی ورود شاگرد به سندورم های خطرناک، شخص خاطی را از باشگاه اخراج میکند تا بقیه تیم مسموم نشود .

Critical  Time  (کریتیکال تایم )

لحظه ایست  بحرانی ، که نه پرنده ای و نه دونده ای

در لحظه            Critical  Time استال رخ می دهد .

وقتی بال بالای سر خلبان قرار می گیرد لزوماً بال هنوز پرنده شده است که بخواهد وزن خلبان را تحمل کند و به Min Air Speed  رسیده باشد .

پس نسبت به سرعت و جهت باد ، پاراگلایدر را در جایی مناسب پهن کنید .

کمک به برخواستن

Ground Effect (گراند افکت )

Ground Effect ( گراند افکت ) در لغت به معنی اثر زمین است .

تعریف  Ground Effect در واقع

تاثیر زمین بر روی بال بخاطر Induced Drag  و قانون سوم نیوتن را Ground Effect گویند .

بال به زمین نیرو وارد می کند و زمین هم بنا به قانون سوم نیوتن، همان  نیرو را به بال وارد می کند .

Ground Effect باعث کاهش مسافت برخواست و افزایش مسافت فرود می شود .

کمک به برخواستن

out of Ground Effect

بنابراین Ground Effect در هنگام  برخواست وسیله پروازی یک اثر کمک کننده و در هنگام نشستن  وسیله پروازی یک اثر مزاحم به حساب می آید .

in Ground Effect

Ground Effect

گاهاً برای شما به عنوان یک خلبان پاراگلایدر پیش آمده است که در محل تیکاف به مدت یک یا دو ثانیه از زمین جدا شدید اما دوباره به سمت پایین آمده اید و مجبور به دویدن دوباره شده باشید و یا در هنگام لندینگ برک ها را کامل کشیده اید اما مسافتی را مماس با زمین طی میکنید و در نهایت فرود می آیید در واقع همان Ground Effect  است .

Ground Effect  در پاراگلایدر بسیار کم است ولی مبتواند تاثیرگذار باشد .

تذکر مهم : به علت وجود Ground Effect  ( تاثیر زمین ) و Wind Gradient  (تدرج باد ) در نزدیک زمین باید با Trim Speed (حداکثر سرعت بدون دخالت خلبان) پرواز کرد تا موانع را سریعتر رد کرد ودر صورت نیاز از برک ها استفاده کرد .

در اثر نزدیک شدن یک وسیله پروازی ( Airfoil ) به سطح  زمین Vortex  هایی که در Wing Tip  ها به سطح زمین برخورد کرده بخش اعظم Vortex ها شکسته می شود و از بین می رود در نتیجه بخاطر کاهش Total Drag باعث افزایش Air Speed  خواهید بود .

نکته : خلبان پاراگلایدر باید هنگام فرود آمدن در باد پشت برک ها کاملاً بالا باشد و در حالت Trim Speed  پرواز کند تا در لحظه آخر یهو برک ها را بگیرد .

چک آخر ( Round Out )

خلبان پاراگلایدر در ارتفاع 2 یا 3 متری یکم برک می گیرد تا چک کند پاراگلایدر چقدر ارتفاع کم می کند و نرخ نزول را بسنجد سپس برک را پس میدهد .

سپس خلبان در ارتفاع 90سانتیمتری برک ها را میگیرد تا موازی با زمین پرواز کند و در نهایت کامل لند می کند .

چک رونداوت

check Round Out

  1. خلبان با سرعت کافی ارتفاع را کم می کند به جای دست ها دقت کنید .
  2. خلبان فرامین را میکشد تا هم نرخ نزول را آهسته کند و تقریباً موازی با زمین پرواز کند .
  3. پاراگلایدر در نزدیکی زمین سرعت از دست می دهد و به نرمی ارتفاع کم می کند .
توده هوا Air mass

توده هوا (Air Mass )

توده هوا  یا همان Air Mass  در واقع با این صورت تعریف می شود

حجم بسیار بزرگی از هوا که دارای خصوصیات فیزیک یکسانی باشد از جمله  فشار ، رطوبت و دما  را توده هوا گویند

وسعت آن  می تواند تا  1000 کیلومتر باشد .

توده هوا Air mass

توده هوا

مناطق سازنده توده های هوایی را  Source Region  گویند .

  • Source Region هایی که در قطب هستند را Polar  می نامند .

(Source Region ( Polar   :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • Source Region هایی که در استوا هستند را Tropical  می نامند .

(Source Region ( Tropical  :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • حرکت توده هوا همیشه از سمت پرفشار به سمت کم فشار است .

خواص توده هوا

کسب خصوصیات زمین زیر خود ( جایی که تشکیل شده قطبی باشد یا استوایی )

خصوصیاتی مانند دما (سرما ) ، رطوبت ، فشار زیاد (دانسیته )

نکته مهم : دو توده هوا در ست مثل آب و روغن است یعنی به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند مگر اینکه شرایط  خاص اتفاق بیوفتد  .

نیروی کوریولیس :

نیروی کوریولیس باعث انحراف توده هوا و آب ها می شود و در سرعتشان تاثیری ندارد .

کریولیس

نیروی کوریولیس

نیروی کوریولیس نیرویی است استنتاجی ، که باعث راستگردی توده هوا در  نیمکره شمالی و چپگردی توده هوا در نیمکره جنوبی می گردد.

یعنی  حرکت توده هوا در نیمکره شمالی از غرب به سمت  شرق است

حرکت توده هوا  در نیمکره جنوبی از شرق به سمت غرب  است

و در  استوا حرکت توده هوا برابر سرعت خطی زمین است .

نکته : تاثیر نیروی کوریولیس در استوا صفر است و در قطب به حداکثر می رسد .

عوامل تاثیر گزار بر نیروی کوریولیس :

  • جاذبه زمین
  • حرکت وضعی زمین
  • حرکت انتقالی

نیروی کریولیس باعث می شود خروجی آب  داخل  سینک  در نیمکره شمالی راستگرد  ، در استوا بدون چرخش و در نیمکره جنوبی چپگرد باشد .

  • در نهایت فصل مشترک دو توده هوایی که به نام توده پشتی نامگذاری میشود را جبهه هوا گویند .

  • Dew point  یا همان  نقطه شبنم  در واقع  دمایی است که توده هوا در آن با رطوبتش به حد اشباع می رسد
glide ratio

(Glide  Ratio(G.R

Glide  Ratio به معنی نرخ سرش است.

نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده را Glide Ratio  گویند.

خلبان پاراگلایدر معمولاً از ارتفاعی تیکاف می کند و مسافتی را طی می کند و در نهایت جایی لند می کند، پس مسافتی را که در آن ارتفاع طی می کند Glide Ratio  بدست می آید.

اگر مسافت را x و ارتفاع را h در نظر بگیرید.

Glide Ratio =  x / h

Glide Ratio    در پاراگلایدر معمولاً بین 7 تا 11متغییر است.

Glide Ratio دو نوع است ؟

  • Air Glide Ratio
  • Ground Glide Ratio

Air  Glide Ratio نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده نسبت به هوای اطراف که مقدار ثابتی است و برای هر بال پاراگلایدر جداگانه تعریف شده است، چون نسبت به بسته هوایی است Air Glide Ratio  را Air fines  نیز می نامند. Air Glide Ratio با  تغییرات جریان هوا ( sink ، Lift ، جهت باد و سرعت باد )تغییر نمی کند .

Ground Glide Ratio  نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده نسبت به شاخص ثابت زمینی گفته می شود. Ground Glide Ratio با  تغییرات جریان هوا ( sink ، Lift ، جهت باد و سرعت باد )تغییر می کند  خلبان با تغییر سرعت می تواند روی Glide Ratio  تاثیر بگذارد به عنوان مثال خلبان وقتی تیکاف می کند برای طی مسافت بیشتر با سرعت بیشتر حرکت نمی کند بلکه با Best Glide Ratio  پرواز می کند.

Ground Glide Ratio  به        sol fines      نیز معروف است.

Sink Rate  :

به معنی نرخ نزول یا افت ارتفاع است.

به میزان ارتفاع از دست داده شده در واحد زمان را Sink Rate گویند، واحد Sink Rate  = m / S  می باشد و در پاراگلایدر های امروزی حدوداً Sink Rate = 1.1 m/S  است یعنی  در یک ثانیه  1.1 متر ارتفاع از دست میدهید.

همانطور که متوجه شدید اگر سرعت وسیله پروازی خود را کم و یا زیاد کنید روی Ground Glide Ratio  تاثیر می گذارد، یعنی اگر اعمال فشار بر روی فرامین بیشتر شود در اصطلاح فشارها را بگیرید سرعت وسیله را کم کرده اید ، اگر از    Accelerator  استفاده کنید در  اصطلاح  Speed bar بکشید  سرعت پاراگلایدر را زیاد می کنید. پس انتخاب  (Target)  هدف شما در پرواز مهم است که

  • آیا قرار است مسافت بیشتری طی شود ؟
  • آیا قرار است زمان بیشتری پرواز کنید ؟

اگر قرار باشد مسافت بیشتری طی کنید باید با Best Glide Ratio   پرواز کنید و اگر قرار باشد زمان بیشتری پرواز کنید باید با Min Sink Rate  پرواز کنید.

☆ 1mile / hour = 1.60934 kilometer/ hour

تاثیر سرعت و جهت باد بر Ground Glide Ratio :

 

زمانی که هیچ برکی اعمال نشود در واقع برک ها بالا باشد، پرواز در حالت Trim Speed

wind aloft

Wind Aloft 

Wind Aloft  به معنی تغییرات سرعت باد در لایه های مختلف

علت Wind Aloft  چیست ؟

یکی از علت های Wind Aloft   وجود موانع و ارتفاعات است هر جایی که کوه می بینید باید 1000 متر بالاتر را به عنوان لایه اصطکاک در نظر بگیرید

☆ لایه اصطکاک باعث می شود هم سرعت و هم  جهت باد تغییر کند

دومین علت می تواند توده ها و جبهه هایی باشد که با ارتفاع بالاتری وارد می شوند که دارای سرعت و جهت متفاوتی هستند.

مهم است خلبان در جایی که پرواز می کند بداند تابع شرایط Local منطقه قرار گرفته است یا General  !

Wind Aloft  بیشتر جاهایی متوجه می شوید که شرایط Local  و General   بر هم غلبه نکرده اند و شرایط Local  در ارتفاع پایین تر قرار گرفته کار خودش را می کند  و زمانیکه ارتفاع می گیرید بخاطر Wind Aloft  شرایط متفاوتی را مشاهده می کنید.

Wind Aloft  معمولاً در جاهایی که Flat  هستند  کمتر اتفاق می افتد اما جاهایی که ارتفاعات متفاوتی در کنارش وجود دارد تاثیر بیشتری می گذارد.

اما گاهی مثل قشم شرایط متفاوت است  چرا که از آب و خشکی تشکیل شده است، جریانی که از آب بالا میرود ساز خودش را می زند و جریانی که از خشکی بالا می رود ساز خودش را، در این حال جریانی که از آب به خشکی و یا برعکس منظور Sea Breeze  وLand Breeze   دچار انحراف بسیار بزرگی می شود که با باد زمانیکه از روی خشکی رد می شود نهایت 15 درجه چرخش دارد اما وقتی از روی خشکی رد می شود 35 درجه انحراف پیدا می کند .

total drag

Drag (درگ)

Drag  در لغت به معنی بازدارنده است.

Drag  نیرویی است مقاومتی، مخالف جهت Fly path  یا Relative wind

Drag  نیروی مقاومتی است که با حرکت Air craft  در هوا مخالفت می کند.

انواع Drag :

  • Induced Drag ( درگ القایی)
  • Parasitic Drag (درگ پارازیتی / مزاحم)

Induced Drag :

Drag  ایست القایی ( چون بوجود می آید) که Lift maker آنرا بوجود می آورد.

wing tip vortex

ورتکس هواپیما

☆Lift maker  ها در وسیله پروازی پارگلایدر :

  • Air foil (ایرفویل)

 

پاراگلایدر برا ثر عبور و گذشت جریان هوا از روی سطوح آن Lift  بوجود می آید، کاری به Lift جلوی بال نداریم،

جریان هوا بر روی ایرفویل بوسیله  چسبندگی بین مولکولی می چسبد وقتی که جریان هوا از روی سطوح ایرفویل در حال رد شدن است، چسبندگی  مولکولی رفته رفته کم می شود چون جریان هوا در حال جدا شدن از ایرفویل است.

زمانی که روی سطح ایرفویل شیب زیاد می شود چسبندگی مولکولی به حداقل خودش می رسد، پس در نتیجه در نقطه ای به نام نقطه جدایی (Separation point  ) جریان هوا از روی سطح ایرفویل کَندِ می شود.

پیش تر در قانون برنولی اشاره شد به این قضیه که جریان هوا در سطح زیر ایرفویل پر فشار و درسطح روی ایرفویل  کم فشار است، این کم فشاری تا نقطه جدایی  (Separation point ) وجود دارد، بعد از نقطه جدایی خلاء وجود دارد حال بدلیل خلاء و حرکت جریان هوا از قسمت پرفشار به سمت خلاء، که جای خالی را پر کند پس جریان فشاری که از قسمت پرفشار به سمت کم فشار حرکت میکند  جریان برعکس (Reverse flow ) می شود که به این جریان برعکس Vortex  گویند.

☆ پس در نتیجه ایرفویل پاراگلایدر یک Lift maker  است که یک Lift  در جلوی بال ایجاد می کند و یک Lift  در انتهای بال، تغییر سرعت و تغییر فشار، یک Lift  ایجاد می کند که به آن Vortex  گویند.

☆ در کلِ پشت پاراگلایدر Vortex  ازسطح پایین به سمت سطح بالای بال وجود دارد ولی چون کوچک است دیده نمی شود، مثل اصطکاک بین کفش و زمین  که وجود دارد اما اصطکاک دیده نمی شود فقط راه رفتن دیده می شود.

درلبه حمله منظور دهانه سرسل ( Cell) پاراگلایدر،  Vortex  وجود دارد ولی بسیار بسیار ریز است که قابل حساب نمی آید در تکنولوژی جدید به دلیل ( Shark nose Technology)  که منظور طراحی بر گرفته از دماغ کوسه می باشد. برای از بین بردن Vortex های ریز به تکنولوژی جدیدتری از  shark nose  Technology   دست پیدا کرده اند تا همین مقدار کم Vortex   را نیز کمتر کنند.

☆ هر چقدر سرعت پاراگلایدر زیاد شود Vortex  کم می شود پس Induced Drag کمتر می شود درست مثل مانور یا لحظه  Stall

  • Line (لاین )

اگر لاین پاراگلایدر را یک برش عرضی بزنید

یک مقطع دایره ای شکل می بینید که به شکل ایرفویل متقارن (symmetric Airfoil ) است، در واقع شکل ایرفویل متقارن را روی سطح آن می بینید.

در اثر برخورد و گذر جریان هوا (Air flow ) در سطح لاین نیروی Lift بوجود می آید و دو نیروی Lift ایجاد شده در سطح بالایی و سطح پایین مزاحم همدیگر هستند، در یک لحظه در سطح بالا Lift  و در لحظه ی دیگر در سطح پایین، این دو نیروی Lift مزاحمت ایجاد می کند مخصوصاً در هوای سرد به شکل ارتعاش در هنگام گردش ممکن است یک صدایی به گوش خلبان برسد.

لاین دچار ارتعاش می شود چون  دو Lift  مزاحم و هم اندازه در خلاف جهت هم وجود دارد در نتیجه اینکه لاین پاراگلایدر شما یک Lift maker است که ( Induced Drag) درگ القایی ایجاد می کند.

Parasitic Drag :

  • Form Drag

Drag  ناشی از شکل و ابعاد کلی جسم

یک کامیون را برایتان مثال میزنم قطعاً برای شما پیش آمده که هنگام سبقت از کامیون ماشین شما تکان شدیدی می خورد، بخاطر بزرگی کامیون هوای اطراف بیشتر مخدوش شده و جریان هوای خطی ( Liner ) تبدیل به غیر خطی ( Un liner ) شده است  دارای Form Drag  است، ماشین های امروزی هم کوچکتر و هم آیرودینامیک تر شده اند برای اینکه اغتشاش کمتری بوجود می آورد که بتواند سرعت بیشتری بهره ببرد و یا میزان سوخت کمتری مصرف کند.

☆پاراگلایدر تندم Form Drag بیشتری نسبت به پاراگلایدر سینگل دارد.

☆وقتی سرعت افزایش پیدا کند Parasitic Drag زیاد می شود

  • Skin Drag

Drag  ناشی از سطح جسم

هر چه سطح اجسام صیقلی تر باشد Skin Drag کمتری دارد، پارگلایدر کهنه Skin Drag  بیشتری دارد  توصیه می شود از پاراگلایدر نو و به روز دنیا استفاده کنید.

افزایش Skin Drag  در واقع هدایت کردن وسیله به خارج از دامنه ی پروازی😰

☆در نتیجه اگر می خواهید امنیت پروازی بالایی داشته باشید یا بال پاراگلایدر به روز و نو بخرید یا پرواز نکنید.🙏

هر چقدر بال پاراگلایدر صیقلی تر باشد بال سرعت بیشتری دارد😍

مجموع Drag ها در نمودارTOTAL DRAG   :

نمودار TOTAL DRAG در جایی که پایین ترین است خلبان کمترین میزان Drag  دارد.

در سرعت کم Parasitic Drag کمتری وجود دارد و Induced Drag بیشتر.

در سرعت زیاد Parasitic Drag بیشتر و Induced Drag کمتر وجود دارد.

در سرعتی که می توان بهینه ی  Parasitic Drag  و Induced Drag   را داشت که آن نقطه ی عطف  Beat Glide Ratio  نامیده می شود.

 

 

magic wind

Magic Wind

Magic Wind به معنی باد جادویی است.

وقتی که هوا Magic Wind  شود گاهی خلبان مدت زمان طولانی  در یک هوای بسیار آرام پرواز رویایی را تجربه خواهد کرد

Magic Wind    در بعضی از سایت ها مانند سایت شهران و سایت آبسرد به وضوح برای خلبان ها اتفاق می افتد.

Magic Wind  در هنگام غروب رُخ می دهد.

Magic Wind  مخصوصاً در ماه شهریور به بعد بیشتر اتفاق می افتد که خورشید مایل تر می تابد.

قبل از اینکه  شب شود، هنگامی که خورشید در غرب قرار می گیرد  یا غروب می شود، در این هنگام خورشید کمتر به دره ها می تابد و از طرفی خورشید به پایین می تابد پس هوای بالا سرد می شود، هوای سرد سنگین است و ریزش می کند پایین می آید.

وقتی هوای سرد به دره ( منطقه) رسید، هوای گرم را به سمت طرفین و  بالا هُل می دهد سپس هوای گرم به سمت بالا می آید.

اگر جریان به دو طرف بوزد به این حالت Magic Wind  گفته می شود، یعنی هوای سرد به سمت پایین ریزش کند و هوای گرم را به سمت بالا و طرفین هُل دهد.

ALBEDO

Albedo (آلبیدو )

Albedo   (آلبیدو ) به معنی ضریب بازگشت یا  انعکاس است. میزان جذب انرژی نورانی خورشید و انعکاسش را گویند.هنگامی که برف می بارد نور خورشید وقتی به زمین می تابد بیشتر نور منعکس می شود در واقع زمین با برف مثل آینه عمل می کند و Albedo  برف بیشترین انعکاس را دارد مثل آینه و مقدار کمی از انرژی نورانی را جذب می کند حال زمین چمن یا درخت کلاً رنگ سبز Albedo  کمتری نسبت به برف دارد یعنی میزان جذب انرژی نورانی خورشید نسبت به برف بیشتر و انعکاس نسبت به برف کمتر است، اما زمین خشک و بایر و یا شخم زده بیشترین جذب انرژی خورشید و کمترین انعکاس را دارد.

درصد Albedo  برف زیاد است  و درصد Albedo  زمین سبز نسبت به برف کمتر و نسبت به زمین خشک و بایر زیاد است و در نهایت  درصد Albedo  زمین خشک کمتر است و زمین خشک نسبت به زمین سبز زودتر گرم می شود و وقتی زمین گرم شود هوای همجوار خودش را نیز گرم می کند.

همگرایی واگرایی

خاصیت همگرایی و واگرایی

خاصیت همگرایی و واگرایی توضیح ساده ای دارد .

درسیالات (مایعات و گازها)هر ناپایداری میل به پایداری دارد، ایجاد ناپایداری هنگام عبور ایرفویل در میان الیاف هوا تمایل به ایجاد پایداری مجدد دارد.

خاصیت همگرایی و واگرایی را یک مثال برایتان توضیح می دهم

تصور کنید جلوی استخری ایستاده اید که آب آن راکد است، به محض اینکه شیرجه بزنید آب رو شکافته و بدن شما از داخل آب رد می شود که بعد از رد شدن بدن شما آب دوباره بهم میچسبد این خاصیت را همگرایی و واگرایی گویند.

یا مثالی دیگر از خاصیت همگرایی و واگرایی:

یک لیوان آب دارید به محض اینکه یک خودکار داخل لیوان بندازید مولکولهای آب از همدیگر دور می شوند که اصلاحاً می گویند مولکولهای آب واگرا شدن و خودکار رابین خود قرار می دهند و به محض برداشتن خودکار از داخل لیوان مولکوهای آب دوباره بهم می چسبند که اصلاحاً می گویند مولکولهای آب به هم واگرا شدند.

 

خاصیت همگرایی و واگرایی که در سیالات وجود دارد که به آن چسبندگی بین مولکویی هم گویند.

حال چرا می گویند خاصیت همگرایی و واگرایی در سیالات وجود دارد؟

چون اگر شما یک تکه چوب را بشکنید مولکولهایش از هم جدا می شوند و دیگر بهم نمی چسبند اما در سیالات بنا بر خاصیت همگرایی و واگرایی یا چسبندگی مولکولی،مولکولهای سیال از هم جدا می شوند و دوباره بهم می چسبند.