نوشته‌ها

محور ها بر روی پاراگلایدر

 Axis/ Axes( اکسیز )

Axis  ( اکسیز ) به معنی محور است .

تعریف Axis :

Axis ( محور ) ها میله های فرضی هستند که اجسام  دور انها چرخش می کنند .

یا به عبارت دیگر Axis  خطی است فرضی که حرکت حول آن انجام می شود .

انواع Axis :

  1. Longitudinal Axis (محور طولی )

  2. Lateral Axis ( محور عرضی )

  3. Vertical Axis / Normal Axis (محور عمودی )

Longitudinal  Axis

Longitudinal  Axis  محور طولی وسیله پروازی است و به فرض اگر میله ای از طول وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک سمت بالا و بال سمت دیگر پایین می آید که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور ROLL  (رول ) نامیده می شود .

Lateral Axis

Lateral Axis محور عرضی وسیله پروازی است  و به فرض اگر میله ای از عرض وسیله پروازی عبور دهید ، دماغه یا Leading Edge ( لبه حمله ) بالا و پایین می شود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور PITCH (پیچ) نامیده می شود .

Vertical Axis / Normal Axis

Vertical Axis / Normal Axis محور عمودی  وسیله پروازی است  و به  فرض اگر میله ای به صورت عمودی از وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک  سمت جلو و بال سمت دیگر عقب  می رود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور YAW (یو) نامیده می شود .

رسم Axis  بر روی  هواپیما

Axis در وسایل پروازی

محورها در وسایل پروازی

رسم Axis   بر روی ایرفویل

Axis بر روی ایرفویل

محورها بر روی ایرفویل

رسم Axis  در پرواز پاراگلایدر

محور ها بر روی پاراگلایدر

AXIS در پاراگلایدر

(Center Of Gravity (C .G

CG به معنای مرکز ثقل است و در پاراگلایدر چند سانتیمتر بالاتر از سر خلبان قرار دارد

مرکز ثقل(CG ) و مرکز فشار (CP) در یک راستا هستند .

(Center Of Pressure (C.P

C.P در یک سوم جلوی بال یا همان Leading Edge ( لبه حمله ) قرار دارد و گشتاور نیروها در این نقطه صفر است

عاملی که باعث پیشروی بال می شود و دقیقاً در نقطه (C.P ) قرار دارد به نام Pitch Momentom معروف است که بسیار نا محسوس می باشد .

توده هوا Air mass

توده هوا (Air Mass )

توده هوا  یا همان Air Mass  در واقع با این صورت تعریف می شود

حجم بسیار بزرگی از هوا که دارای خصوصیات فیزیک یکسانی باشد از جمله  فشار ، رطوبت و دما  را توده هوا گویند

وسعت آن  می تواند تا  1000 کیلومتر باشد .

توده هوا Air mass

توده هوا

مناطق سازنده توده های هوایی را  Source Region  گویند .

  • Source Region هایی که در قطب هستند را Polar  می نامند .

(Source Region ( Polar   :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • Source Region هایی که در استوا هستند را Tropical  می نامند .

(Source Region ( Tropical  :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • حرکت توده هوا همیشه از سمت پرفشار به سمت کم فشار است .

خواص توده هوا

کسب خصوصیات زمین زیر خود ( جایی که تشکیل شده قطبی باشد یا استوایی )

خصوصیاتی مانند دما (سرما ) ، رطوبت ، فشار زیاد (دانسیته )

نکته مهم : دو توده هوا در ست مثل آب و روغن است یعنی به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند مگر اینکه شرایط  خاص اتفاق بیوفتد  .

نیروی کوریولیس :

نیروی کوریولیس باعث انحراف توده هوا و آب ها می شود و در سرعتشان تاثیری ندارد .

کریولیس

نیروی کوریولیس

نیروی کوریولیس نیرویی است استنتاجی ، که باعث راستگردی توده هوا در  نیمکره شمالی و چپگردی توده هوا در نیمکره جنوبی می گردد.

یعنی  حرکت توده هوا در نیمکره شمالی از غرب به سمت  شرق است

حرکت توده هوا  در نیمکره جنوبی از شرق به سمت غرب  است

و در  استوا حرکت توده هوا برابر سرعت خطی زمین است .

نکته : تاثیر نیروی کوریولیس در استوا صفر است و در قطب به حداکثر می رسد .

عوامل تاثیر گزار بر نیروی کوریولیس :

  • جاذبه زمین
  • حرکت وضعی زمین
  • حرکت انتقالی

نیروی کریولیس باعث می شود خروجی آب  داخل  سینک  در نیمکره شمالی راستگرد  ، در استوا بدون چرخش و در نیمکره جنوبی چپگرد باشد .

  • در نهایت فصل مشترک دو توده هوایی که به نام توده پشتی نامگذاری میشود را جبهه هوا گویند .

  • Dew point  یا همان  نقطه شبنم  در واقع  دمایی است که توده هوا در آن با رطوبتش به حد اشباع می رسد

Adverse Yaw  (ادورز یو)

Adverse Yaw به معنی تاخیر در گردش است .

بال پاراگلایدر کلاس یک ، بیشترین  Adverse Yaw را دارد.

به همین نسبت کلاس بال پاراگلایدرکه بالاتر می رود Adverse Yaw کمتر می شود .

Adverse Yaw یا همان تاخیر در گردش بیشتر زمانی اتفاق می افتد که قرار است خلبان از یک سمت چرخش داشته باشد .

هنگامی که خلبان پاراگلایدر شروع به گردش مثلاً از سمت راست میکند و برک  (Break) سمت راست را میکشد، پس تغییراتی که  در نیروی Lift  و Drag بال سمت راست ایجاد شده باعث می شود تغییراتی هم در A.O.A بال سمت راست بوجود بیاید .

به محض گرفتن برک(Break )راست بال پاراگلایدر A.O.A سمت راست افزایش می یابد پس Lift  سمت راست افزایش می یابد ، Adverse Yaw رخ می دهد، ولی در لحظه بعد که برک ( Break ) بیشتر گرفته میشود نیروی Drag  زیاد میشود و بر نیروی Lift  غلبه میکند و Adverse Yaw برطرف میشود .

  • نکته : هنگامی که برک (Break) یک سمت کشیده میشود در واقع تاثیر Induced Drag و قانون سوم نیوتن در همان سمت  افزایش یافته است.

کم کردن  Adverse Yaw در پرواز پاراگلایدر :

برای کم کردن  Adverse Yaw خلبان باید برای گردش ابتدا برک (Break) مخالف جهت چرخش را کاملاً بالا بگیرد (اصطلاحاً :  پس بدهد ) و سپس برک موافق گرفته شود .

  • در پرواز پاراگلایدر با وینچ و یا پرواز پاراموتور Adverse Yaw بسیار مشهود است .
  • Adverse Yaw در بال کلاس دو نسبت به بال کلاس یک کمتر است ، زیرا Drag آن کمتر است و سطح مقطع آن (فاصله Leading Edge تا Trailing Edge) بال کلاس دو کوچکتر از بال کلاس یک است .
  • بال کامپ دارای Span بزرگتری است یعنی تعداد ایرفویل بیشتری دارد پس در واقع Lift بیشتری دارد به نسبت Drag آن کمتر است به همین سبب Adverse Yaw بال کامپ کم است .

 

reverse

(Certificate Of Airworthiness  (C Of A  سلامت هوایی وسیله پروازی

(Certificate Of Airworthiness  (C Of A یعنی سلامت هوایی وسیله پروازی:

Certificate Of Airworthiness   کارخانه هایی که بال و لوازم پروازی تولید می کنند را موظف کرده است  خصوصیات کامل بال ، رفتار بال ،  تکنولوژی جدید بال و متریالی که استفاده شده در تولید بال پاراگلایدر را باید در سایت خود بگذارد.

طبیعتاً مراجعه به سایت کارخانه تولید کننده بال بهترین اطلاعات را در اختیار خلبان می گذارد، به صورت نرمال بال کلاس یک هر400 کاراخانساعت پرواز یا هر دوسال یکبار باید بازبینی لاین (Line  ) که شامل (Trim ) تریم  کردن است و پارچه بال و همچنین بازبینی  (Riser) ) رایزر ها قرار گیرد، که این کار باید توسط شرکت سازنده با لیزر و نرم افزار های خاص انجام شود

☆ البته در بال کلاس یک اگر کشش لاین ها به مرور زمان به یک سانتیمتر یا حتی نزدیک به دو سانتیمتربرسد  اهمیتی ندارد و مشکلی پیش نمی آورد ولی هر چقدر لول بال بالا می رود قطعاً حساسیت بیشتر می شود تا جایی که میلی متری سنجیده می شود.

تاریخچه (Certificate Of Airworthiness ( C of A :

سالیان گذشته شرکت های استاندارد به نام های

  • DHV
  • AFNOR
  • SHU
  • ACPUL
  • AEROTEST

کارهای مربوط به Certificate Of Airworthiness  وسایل پروازی و بال را انجام می دادند.

☆ امروزه شرکت DHV به شرکت LTF تبدیل شده است

☆ درگذشته DHV  تعداد 14   تست  روی بال و AFNOR  تعداد 16یا17 تست روی بال انجام می دادند

☆ شرکت SHU در کشور سوئیس، AFNOR  و ACPUL  و AEROTEST  در کشور فرانسه قرار داشتند که این شرکت ها تجمیع شدن و شرکت استاندارد (EN ) تاسیس شد.

در صنعت هوانوردی حرفه پاراگلایدر در قسمت Air Sport  قرار دارد پس یک خلبان باید در جریان اتفاقاتی که در این صنعت رُخ می دهد باشد.

زمانیکه شرکتی بالی تولید می کند به عنوان نمونه اولیه وقتی به مرحله ی نهایی رسید تست های اولیه را خود کارخانه انجام می دهد و برای گرفتن Certificate Of Airworthiness  بال را ارائه میدهد به یک مرکز استاندارد که این مرکز استاندارد در حال حاضر به اسم شرکت (EN)  فعالیت می کند. شرکت (EN  ) تمام بال های پاراگلایدری که سازنده ها به آن ارائه می دهند، البته شرکت ها بالی را که ارائه می دهند باید اطلاعاتی راجع به اینکه بال مورد نظر دارای چه (Performance)   کارایی است و نامزد چه لول مهارتی می باشد، را مطرح کنند

در نتیجه استاندارد (EN ) پاراگلایدرها را با

  • A
  • B
  • C
  • D
  • CCC )Competition Class Certificate  )
  • Un) Certify Acrobatic )
  • Bi Place ) Tandem )

معرفی می کند.

Bi place  منظور بال های تندم یا دو نفره است

بال هایی مثل بال های آکروباسی و Free stile  یا گواهینامه Certificate Of Airworthiness  را دریافت می کنند و یا در لول Un certify  قرار می گیرند

بال های Un Certify  تکلیف شان مشخص است و فقط یک G Load آنها تست می شود، منظور چه مقدار( G)  فشار جی را می تواند تحمل کند و بعد در مرحله  تولید قرار می گیرد همانطور که می دانید متقاضیان این نوع بال خاص هستند و متقاضیان خاص می دانند که چه چیزی خریده اند و یا به آن لول مهارتی رسیده اند.

☆DHV یا LTF  بال هایش را با

  • 1  (Low _  high )
  • 2_1 ( Low _ high )
  • 2
  • 3_2
  • 3 (Competition )

معرفی می کند.

شرکت های استاندارد برای Certificate Of Airworthiness چه چیزهایی را در یک بال تست می کنند ؟

☆  رفتار بال در انواع بهم ریختگی ها در شرایط استاندارد می سنجند و زمان ریکاوری بال بدون دخالت خلبان را بررسی می کند

☆امروزه شرکت های استاندارد مثل EN  و LTF بدلیل تجاربی که به دست آورده اند سختگیرتر شده و  دقت را بالا برده اند و 24 تست روی بال انجام می شود از زمان تیکاف رفتار بال را چک می کنند تا زمانی که بال وارد پرواز شود ، میزان برک تا چه دامنه ای کار می کند، و در طی پرواز بهم ریختگی هایی مثل Asymmetric  ها که خلبان انجام می دهد و بدون دخالت می نشیند تا خود بال ریکاوری انجام دهد ( اگر بال پاراگلایدر 5٪ ریخت چقدر می چرخد تا باز شود، اگر کمتر از90 درجه باشد یعنی بین 80 تا 90 درجه باشد در لول کلاس A  یا B باقی می ماند)

☆ در تمام این مراحل شرکت استادارد EN  یا LTF با دستگاههای مجهز از زمین و آسمان فیلمبرداری می کنند

☆ میزان کشش لاین ( Line ) ها در این 24 تست نیست، در قسمتی مجزاست بالی را پشت کامیون میبندند و به لاین ها یک دیاگرام وصل می کنند سپس بال را درکشش قرار می دهند جایی که گسسته شود یا بترکد میزان فشاری را که تحمل کرده مورد بررسی قرار می گیرد، معمولاً  لاین بالای 6 الی ( 8G ) را در یک بال نرمال و استاندارد تحمل می کند چون درمانور اسپیرال دایو بال و لاین ها 6G  تا 8G  راتحمل می کنند.

منظور از بالی کلاس A  معرفی می شود چیست ؟

اگر در بهم ریختگی ها دخالت خلبان نیاز نباشد و زمان ریکاوری زیر 3 ثانیه باشد در اصطلاح بال بخشنده باشد بال را EN = A می نامند.

☆ اگربال بخشنده باشد ولی میزان بخشندگی آن کمتر باشد یعنی زمان ریکاوری بدون دخالت خلبان بین 3 تا 5 ثانیه باشد بال را EN = B می گویند

☆ اگر بال بخشنده نباشد و به عملکرد مناسب خلبان نیاز باشد، بسته به میزان عملکرد خلبان به گروه EN = C یا EN = D  ملحق می شود.

wind aloft

Wind Aloft 

Wind Aloft  به معنی تغییرات سرعت باد در لایه های مختلف

علت Wind Aloft  چیست ؟

یکی از علت های Wind Aloft   وجود موانع و ارتفاعات است هر جایی که کوه می بینید باید 1000 متر بالاتر را به عنوان لایه اصطکاک در نظر بگیرید

☆ لایه اصطکاک باعث می شود هم سرعت و هم  جهت باد تغییر کند

دومین علت می تواند توده ها و جبهه هایی باشد که با ارتفاع بالاتری وارد می شوند که دارای سرعت و جهت متفاوتی هستند.

مهم است خلبان در جایی که پرواز می کند بداند تابع شرایط Local منطقه قرار گرفته است یا General  !

Wind Aloft  بیشتر جاهایی متوجه می شوید که شرایط Local  و General   بر هم غلبه نکرده اند و شرایط Local  در ارتفاع پایین تر قرار گرفته کار خودش را می کند  و زمانیکه ارتفاع می گیرید بخاطر Wind Aloft  شرایط متفاوتی را مشاهده می کنید.

Wind Aloft  معمولاً در جاهایی که Flat  هستند  کمتر اتفاق می افتد اما جاهایی که ارتفاعات متفاوتی در کنارش وجود دارد تاثیر بیشتری می گذارد.

اما گاهی مثل قشم شرایط متفاوت است  چرا که از آب و خشکی تشکیل شده است، جریانی که از آب بالا میرود ساز خودش را می زند و جریانی که از خشکی بالا می رود ساز خودش را، در این حال جریانی که از آب به خشکی و یا برعکس منظور Sea Breeze  وLand Breeze   دچار انحراف بسیار بزرگی می شود که با باد زمانیکه از روی خشکی رد می شود نهایت 15 درجه چرخش دارد اما وقتی از روی خشکی رد می شود 35 درجه انحراف پیدا می کند .

wind shear، Down Draft

Wind Shear

Shear  Wind به معنی برش باد و یا قیچی باد نیز گفته می شود  .

Wind Shear  در تعریف،  به تغییرات ناگهانی سرعت و جهت باد گفته می شود ، که می تواند به صورت افقی ، عمودی و یا مخلوطی از هر دو جهت باشد .

Wind Shear  سه دسته است :

  • Directional Shear
  • Speed Shear
  • Directional & Speed Shear

چه عاملی باعث بوجود آمدن Wind Shear  می شود ؟

وجود ترمال های زیاد که با قدرت بیشتری وجود داشته باشد به طوری که باد نتواند آن را حرکت دهد و باد مجبور شود که از کنار ترمال و یا از بالای آن عبور کند باعث تغییر جهت و سرعت ناگهانی  باد می شود خلبان لحظه ای متوجه آن می شود.

گاهی اوقات باد در منطقه بخاطر وجود ارتفاعات در سطح پایین بسیار کم است یعنی خلبان  700 تا 800 متر ارتفاع می گیرد، ترمال خیلی راحت خلبان را بالا می برد و خلیان چیزی حس نمی کند ولی یک مرتبه از 800 متر به 801 متر که می رسد حس می کند کسی بال پاراگلایدرش را کنده و به سمتی می برد، بال بهم ریختگی پیدا می کند به سمت جلو شیرجه می کند یا عقب می ماند، که این موضوع باعث می شود خلبان سریع ریکاوری انجام دهد.

این اتفاق زمانی که خلبان از سطح اصطکاک به سمت Free Region  یا Friction Layer  هوای آزاد می رود، در واقع خلبان از سطح اصطکاک خارج می شود  رُخ می دهد.

خلبان های پاراگلایدر بیشتر در روز های ترمیک  با Wind Shear   روبرو می شوند، ترمال های قوی مخصوصاً در اقلیم همدان بخاطر اختلاف سطح بسیار زیاد منطقه و خشکی  که باعث کم بودن کشاورزی منطقه است، زمانیکه که منبع رطوبت وارد شود نیروی بالابرنده ای شکل  می گیرد که قدرتش خیلی زیاد است و با آنچه که در مناطق مرطوب حس کرده اید خیلی فرق می کند.

☆ نزدیک زمین Wind Shear  وجود دارد ولی بسیار ضعیف است.

☆ هنگامی که Inversion  بخواهد از بین برود جریانی با سرعت از روی آن رد می شود یا از زیر به آن برخورد می کند که Turbulence  یا Wind Shear  بوجود می آورد، ولی وجود  Inversion  باعث بوجود آمدن Wind Shear  نمی شود چرا که لازمه بوجود آمدن  Wind Shear  تغییر سرعت و جهت باد است.

گاهی پیش می آید که مثلاً در تیکاف باد روبرو دارید ولی در لند باد شمال غرب است، مرز مشترک باد دشت و باد پشت باعث ایجاد Shear Turbulence  می شود که اگر سرعت  Shear Turbulence  زیاد شود بنام Wind Shear  می نامند که یعنی برش باد از دوجهت مختلف

اصلی ترین تاثیر Wind Shear عبارتند از :

  • آشفتگی هوا
  • حرکت هوای شدید که شامل UP Draft  و  Down Draft با حرکت چرخشی (Rotating) می شود.
  • افزایش و کاهش ناگهانی سرعت هوایی Air Speed
  • افزایش و کاهش ناگهانی سرعت زمینی با انحراف سمتی و رانشی وسیله پروازی ( Drift )
Thermal

Thermal (ترمال )

Thermal چیست؟ چگونه بوجود می آید؟

هنگامی روز آغاز می شود، خورشید به زمین می تابد انرژی نورانی به زمین برخورد می کند زمین هوای همجوار سطح خود را گرم می کند(هوای همجوار سطح زمین ارتفاعش به اندازه  قد یک فرد عادی است تقریباً حدود 180متر تا 2 متر می باشد) اگر سطح زمین پوشیده از چمن و درخت باشد یعنی درواقع سبز باشد همانطور که می دانید تفاوتی بین زمین تیره و زمین سبز وجود دارد و آن هم در Albedo است، Albedo  زمین سبز نسبت به زمین  خشک بیشتر است پس با توجه به Albedo  زمین خشک یا بایر نسبت به زمین سبز زودتر گرم می شود هوای همجوار خود را گرم میکند .

☆( بخش هایی که جاذب بهتر گرما هستند و هوای اطراف خود را هم گرم می کنند را Collector می نامند،صخره ها، زمین های کشاورزی شخم زده و جاده های آسفالت در امتداد جهت وزش باد بهترین Collector ها می باشند.)

وقتی هوای همجوار گرم شد یک babel  ( حباب) یا بادکنک از هوای گرم  ایجاد می شود  (همانطور که گفتیم زمین خشک Albedo  کمتری دارد یعنی انعکاس کمتر و جذب بیشتر انرژی نورانی، جذب بیشتر سبب می شود بادکنک و یا حبابی از هوا تشکیل شود)  این هوا رفته رفته منبسط می شود و در این زمان هوای همجوار زمین سبز سردتر است پس هوای سرد اطراف به هوای گرم فشار می آورد و هوای گرم  ( بادکنک) را هُل می دهد به سمت بالا، حال ترمال شروع به ارتفاع گرفتن می کند و بالا میرود و همزمان هوای سرد اطراف جایگزین هوای گرم می شود به همین نسبت ترمال بالا میرود ، این هوا (بادکنک ) نسبت به هوای اطراف خودش گرمتر است پس هوای سرد اطراف مدام جایگزین این هوای گرم (بادکنک ) می شود و این هوای گرم ( بادکنک ) را بیشتر به سمت بالا هُل می دهد با اصطلاح به این ( بادکنک) یا هوای گرم که به سمت بالا میرود، هوای بالا رونده یا Up Draft  می گویند ، هوای گرم  ( بادکنک) به جایی می رسد که هوای بالا رونده ( Up Draft )  کم کم انرژی داخلی خودش را از دست میدهد و سرد می شود ، وقتی که سرد شد با هوای اطراف خود هم دما می شود.

☆  هوای گرم و هوای سرد مثل آب و روغن هستند به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند.

هوای گرم ( بادکنک) هنگامی که به اوج رسید به اصطلاح سقف ترمال یا ( Ceiling  )  ترمال رسید به دلیل Laps Rate دمای داخلی خود را از دست می دهد و با هوای اطراف خودش هم دما  شده،  سرد می شود و ریزش می کند به اصطلاح هوای سرد پایین رونده را Down Draft   می نامند، که به سمت پایین می ریزد.

Down Draft  جایگزین هوای Up Draft  (هوای گرم بالا رونده ) می شود ، هوای سرد می ریزد و  هوای گرم ( بادکنک) را هُل می دهد بالا.

Thermal  دو نوع است :

  • Chimney ( دود کش)
  • Babel ( حباب ، بادکنک)

☆ در مرز مشترک Up Draft  و Down Draft  یک جریانات  پیچشی  (Eddy)   بوجود  می آید که این Eddyها نشن دهنده ی Thermal Turbulence  است که هنگام ورود به Thermal  یا خروج از Thermal بال پاراگلایدر شما تکان هایی انجام می دهد که لازم است خلبان بنا به شرایط با  بالا و یا  یاپین بردن Break  ها این حرکات را کنترل کند.

☆ EDDY  به جریانات پیچشی گفته می شود که پشت جسم جامد و  ثابت و  کوچک رُخ می دهد، در واقع Eddy  یک نوع Rotor  است ولی خیلی کوچک ، مثلاً در اطراف تخت سنگ وجود دارد، Eddy  هم در پشت اجسام و هم در Thermal مورد استفاده قرار می گیرد.

Thermal  را می توان مثل فواره مثال زد که آب  باشتاب بالا می رود و کم کم از شتاب آب کاسته می شود وقتی به سقف یا انتها رسید به سمت پایین می ریزد.

☆Thermal هر چقدر بالاتر می رود ضعیف تر می شود بخاطر Lapse Rate  دمای درون خودش را از دست می دهد چون محیط چگالیش تغییر می کند می تواند بزرگتر شود.

☆ اسکیوتی Squti  نام نرم افزاریست که اطلاعات لازم راجع به Thermal را در اختیار خلبان می گذارد.

☆ وقتی گفته می شود سقف (Ceiling) امروز Thermal  4000 متر است یعنی بیشتر از 4000 متر نمی شود بالاتر رفت مگر اینکه طول روز بلندتر شود Dew Point  (نقطه شبنم ) برود بالا تاسقف Thermal  را به سمت بالا هُل دهد.

☆ وقتی کشش از Base  ابر به سمت بالا ایجاد شود علت Thermal  است

وقتی Thermal  به صورت Chimney  (دود کش)  است رطوبت محیط را با خود بالا می برد و وقتی این رطوبت را بالا می برد اصطلاحاً می گویند امروز هوا خشک (Dry Air) نیست امروز هوا مرطوب (Moisture Air) است وقتی هوا مرطوب باشد یعنی رطوبت کافی دارد و دمای داخلی Thermal  به Dew Point  می رسد و در روی آن ابرهای کومولوس بوجود می آید و هر چقدر رطوبت بیشتر شود ابر تغذیه می شود ارتفاع می گیرد می تواند بزرگتر شود.

ابری که در  Local تشکیل می شود وقتی بالا می رود منشاء تشکیل  Thermal منطقه است بدلیل وجود رطوبت کافی ابرها تشکیل می شوند که به حالت وقتی  ابرباشد به آن white Thermal  گویند وقتی ابر نباشد Blue Thermal گفته می شود حال وقتی ابر ارتفاع بگیرد و رنگ ابر خاکستری دیده شود به آن gray Thermal  گفته نمی شود.

☆  Dew Point (نقطه شبنم) : دمایی که در آن، هوا از بخار آب اشباع می شود را نقطه شبنم می گویند. چرا که سرد شدن بیشتر هوا باعث میعان و تشکیل ذرات آب می شود . مهم است بدانیم نقطه شبنم هوایی که در حال صعود است، با هر 1000 متر افزایش ارتفاع ، دو درجه سانتیگراد کاهش می یابد.

 

dusk

لایه مزوسفر (Mesosphere)

لایه مزوسفر درست بالای لایه استراتوسفر است.

در واقع بعد از لایه تروپوسفر و لایه استراتوسفر سومین لایه جو لایه مزوسفر است.

مرز بین لایه مزوسفر و لایه یونوسفر را مزوپاوز( Mesopause) می نامند.

 

لایه مزوسفر در ارتفاع ۵۰ تا ۸۰/۸۵ کیلومتری بالای سطح زمین قرار دارد.

در لایه مزوسفر دما متناسب با افزایش ارتفاع کاهش می یابد،باز دوباره روند کاهشی مثل لایه تروپوسفر خواهیم داشت

در لایه مزوسفر در ارتفاع ۸۰ کیلومتری به دمای ۹۰ درجه هم می رسد.

در این شرایط اگر گهگاهی مقداری بخار آب در این لایه نفوذ کند ،منجمد می شود

و ابرهای شب تاب بوجود می اورد که تنها در تابستان که لایه مزوسفر پایین ترین دما را دارد مشاهده می شود البته در عرضهای بالا( روسیه در عرضهای بالایی ایران است).

در روسیه پدیده ای هست که شبها آسمان آن رنگی است که به شفق قطبی یا شب قطبی معروف است.

این اتفاق زمانی در روسیه می افتد حالا به هر دلیلی رطوبت به لایه های بالاتر مثلا لایه مزوسفر انتقال پیدا کند.

لایه مزوسفر را می توان سردترین لایه اتمسفر تلقی کرد که تا (۱۶۰- )نیز با راکت اندازه گیری شده است.

قطعاً آدم و هواپیما نمی تواند وارد لایه مزوسفر شود، پس با موشک و راکت های هواشناسی که به لایه مزوسفر فرستادن، توانستند تا (۱۶۰-) را اندازه گیری کنند.

 

دما با آهنگ ۰/۳ درجه  به ازای هر ۱۰۰۰متر کاهش می یابد.

روزانه میلیون ها شهاب سنگ در اثر برخورد با ذرات داخل لایه مزوسفر  می سوزند، این برخورد باعث می شود که اجسام آسمانی قبل از رسیدن به زمین بسوزند.

لایه مزوسفر به وزش بادهای شدید با سرعت ۷۲۰ کیلومتر بر ساعت نیز مشهور است که ناشی از شیب زیاد تغییرات فشار در این لایه است.

فشار هوا در لایه مزوسفر ، پایین است.

لایه تروپوسفر

لایه تروپوسفر (Troposphere)

لایه تروپوسفر لایه ای است که ما در آن زندگی می کنیم که اولین لایه از سطح زمین است.
ضخامت لایه تروپوسفر از شرایط حراراتی عرضهای مختلف تبعیت می کند و در نتیجه ضخامت آن در استوا به طرف قطبین کاهش می یاید.
ضخامت لایه تروپوسفر ۱۰کیلومتر تا ۱۲ کیلومتر می باشد که نسبت به شرایط مختلف ممکن است تا ۱۵کیلومتر هم متفاوت باشد.
لایه های بعد از لایه تروپوسفر به ترتیب استراتوسفر، مزوسفر، یونوسفر و اگزوسفر است که راجع به لایه های دیگر وارد جزئیات نمی شویم.
لایه تروپوسفر به لایه تغییرات معروف است چرا که بیشترین تغییرات آب و هوایی در این لایه رُخ می دهد.

حرکت قائم و افقی هوا در لایه تروپوسفر نسبت به لایه های بالاتر جو شدیدتر است و این شدت تداخل بیشتر گازها را در این لایه میسر می سازد که باعث ثبات نسبی ترکیبات جو می شود.

از نظر ثبات ترکیبات جوی لایه تروپوسفر بیشترین ثبات را نسبت به لایه های دیگر جو دارد.تمام عناصر در لایه تروپوسفر هستند و به مراتب با ارتفاع بالاتر لایه های دیگر ،برخی از عناصر کسر می شوند در نهایت اکسیژن و نیتروژن قاعدتاً تا آخرین لایه یافت میشود حال با درصد کمتر!
تمام توربالانس ها و شرایط پایداری و ناپایداری در لایه تروپوسفر است.

لایه تروپوسفر پایین ترین لایه اتمسفر است که وجه تمایز آن با دیگر طبقات اتمسفر، تجمع تمام بخار آب در این لایه است،یعنی از لایه تروپوسفر یک لایه بالاتر هیچ بخار آبی وجود ندارد در کل ابر وجود ندارد.
تمام فعل و انفعالات جوی در لایه تروپوسفر اتفاق می افتد.
پروازها در لایه تروپوسفر انجام می شود که می تواند تا لایه استراتوسفر ادامه داشته باشد.

مرز بین لایه هایی که هست را با پاوز (pause) نمایش می دهند،مثلاً مرز بین لایه تروپوسفر و لایه استراتوسفر را تروپوپاوز (Tropopause) گویند.که مرز بین دو لایه است که خصوصیات متفاوتی دارند و با هم یکسان نیستند.
وقتی از یک لایه وارد لایه بعدی می شوید یک لایه ضخیم هست که خصوصیات این دو لایه روی مرزهای مختلف، متفاوت است.
از جمله تروپوپاوز(Tropopause) هست که مرز انتقال بین لایه تروپوسفر و لایه استراتوسفر است.
ضخامت پاوز (pause) خیلی کم است و بسته به شرایط مختلف تغییر می کند، ممکن است چند صد متر باشد ممکن است به کیلومتر برسد، که این مرز را لایه تغییر و انتقال گویند.
_ جت اِستریم در لایه ی تروپوپاوز(Tropopause) است و بالا و پایین می شود.
در مرز تروپوپاوز(Tropopause) باد هایی وجود دارد که سرعتش انقدر زیاد است که خلبان های حرفه ای در کل دنیا برای کاهش مصرف سوخت، خودشان را به این مرز می رسانند که سرعت باد زیاد است و هواپیما ی خود را پشت به باد می کنند.(حکایت قطاری که با ۴۰ کیلومتر در حال حرکت رو به جلو است و من هم با سرعت ۲۰ کیلومتر شروع به دویدن داخل قطار میکنم پس سرعت من ۶۰ کیلومتر می شود.)
خلبان، هواپیما را اگر با سرعت ۹۰۰ کیلومتر در حال حرکت بوده وقتی که می خواهد وارد مرز Tropopaus شود سرعت هواپیما را کاهش می دهد مثلاً ۶۰۰ کیلومتر،و با ۶۰۰ کیلومتر وارد جریان می شود سرعتش را به ۹۰۰ کیلومتر می رساند، با این کار مصرف سوختش را پایین می آورد و مقداری از هزینه سوخت را به عنوان جایزه دریافت میکند.

منبع حرارتی لایه تروپوسفر انرژی تابشی سطح زمین است از این رو این لایه دارای خاصیت laps Rate است یعنی با افزایش ارتفاع دما کاهش می یابد.
در لایه تروپوسفر با افزایش ارتفاع،شاهد کاهش دما و کاهش فشار هستیم.

اتمام پرواز

متوسطه (دوره سوم آموزش)

دوره اینترمدیت یا متوسطه (Intermediate):

در دوره قبلی یعنی نوایس/مستقل (Novice) هنرجو در کل توانایی کنترل و هدایت مناسب وسیله پروازی خود را بدست آورده بود.

اتمام پرواز

جمع کردن پاراگلایدر

هدف از دوره متوسطه:
در این دوره هنرجو قصد دارد که توانایی‌های پروازی خود را افزایش دهد و مهارت خود را در پرواز بیشتر کند.
در این دوره هنرجو باید یاد بگیرد که تیک آف خود را بصورت دقیق‌تر، امن‌تر و حرفه‌ای‌تر کند و سپس پروازی بهتر، ارتفاع بیشتر و ساعت پروازهای خود را افزایش دهد و بتواند با علم و فکر دقیق‌تر پرواز کند و بصورت دقیق‌تر و امن‌تر خود را به محل فرود(تارگت)یا هدفی که مربی برای او در نظر گرفته برساند.
ترمالگیری، ریج سورینگ، بیگ ایرز، لند با بیگ ایرز، هدف زنی در لندینگ، تیک آف ریورز، لند در محدوده موردنظر مربی(تارگت)، تشریح دقیق پرواز خود، شناسایی مناطق خطر ساز، شناسایی مناطق امن، تشخیص و آنالیز دقیق شرایط هوا و در کل تشریح دقیق هدف پرواز و عکس العمل‌های خود به مربی.
این دوره شامل ۶۰ سورتی پرواز از ارتفاع بلند خواهد بود.
کلاسهای تئوری در حین پیشرفت هنرجو و با استفاده از فیلم‌های آموزشی و کتب و جزوات مورد تائید برگزار خواهد شد.
داشتن لوازم مورد تایید مربی در این دوره الزامی خواهد بود.
پیشرفت هنرجو بستگی به استعداد و زمانی که هنرجو برای یادگیری این رشته خواهد گذاشت بستگی خواهد داشت.
هنرجو در تمام مراحل این دوره تحت پوشش بیمه مسئولیت مدنی مربی خوهد بود.
ارایه گواهینامه از سازمان هواپیمایی کشوری، انجمن ورزشهای هوایی، APPI سوئیس
هزینه این دوره (قیمت سال ۹۷): ۵ میلیون تومان