نوشته‌ها

Front

جبهه هوا (Air Front )

جبهه هوا که همان Air Front  است .

فصل مشترک دو توده هوایی که به نام توده پشتی نامگذاری میشود را جبهه هوا گویند .

Air FRONT

جبهه هوا

انواع جبهه هوا

  1. جبهه هوا سرد  (Cold Front)
  2. جبهه هوا گرم  (Warm Front)
  3. جبهه هوا ساکن  (Stationary Front)
  4. جبهه هوا بند آمده  (Accluded Front)

علايم  ورود و عبور جبهه هوا سرد  :

  • کاهش دما
  • افزایش دید عمومی
  • ابرهای جوششی
  • بارش ها به صورت رگبار
  • رعد و برق
  • باد گاستی

نکته : جبهه هوا سرد که وارد منطقه می شود پایداری به وجود می آورد و بهترین شرایط برای پرواز ترمیک را برای خلبانان پاراگلایدر فراهم می کند .

علايم  ورود و عبور جبهه هوا گرم :

  • افزایش دما
  • کاهش دید عمومی
  • ابرهای پوششی
  • بارش به صورت مداوم و طولانی (حتی چند روز )
  • وارونگی هوا (Inversion )

نکته : جبهه هوا گرم دارای سرعت کمتری است و مدت زمان بیشتری در منطقه می ماند تا بگذرد .

علایم ورود جبهه  هوا ساکن :

خصوصیات مشترک از جبهه هوا گرم و جبهه هوا سرد را  دارد .

stationary front

جبهه ساکن

ابر های جبهه هوا سرد :

ابرهای جبهه هوا سرد کومولی فرم هستند .

  • سیروس
  • سیرو کومولوس
  • آلتو کومولوس
  • کومولوس
  • کومولوس نیمبوس (cb )

    ابرهای جبهه هوا گرم :

  • سیروس
  • سیرو استراتوس
  • آلتو استراتوس
  • نیمبو استراتوس

علت به وجود آمدن ابر چیست ؟

صعود بخار آب باعث بوجود آمدن ابر می شود

Front

جبهه هوا

ابرها در واقع بخار آب مرعی هستند .

تقسیم بندی  ابرها از نظر شکل ظاهری :

  • ابرهای پوششی

  1. سیرو استراتوس
  2. آلتو استراتوس
  3. نیمبو استراتوس
  • ابرهای جوششی

  1. سیرو کولوس
  2. آلتو کومولوس
  3. کومولوس نیمبوس

     تقسیم بندی ابرها از نظر ارتفاع :

  • ابر های ارتفاع بالا

این ابرها در ارتفاع  8 کیلومتری تا 12 کیلومتری تشکیل  می شوند .

  1. سیرو استراتوس
  2. سیرو کومولوس
  • ابرهای ارتفاع وسط

این ابرها در ارتفاع 2 کیلومتری تا 8 کیلومتری تشکیل می شوند .

  1. آلتو استراتوس
  2. آلتو کومولوس
  • ابر های ارتفاع پایین

این ابرها در نزدیک سطح زمین از 300متری یا 2 کیلومتری تشکیل می شوند .

  1. کومولوس نیمبوس (cb )
  2. نیمبو استراتوس

نشانه های ابر cb

  • کاهش باد
  • تغییر جهت باد
  • صفر شدن باد
  • نکته: ابر های cb  معمولاً تا jet stream   ارتفاع میگیرد و بیشتر از jet stream   نمیرود .

توده هوا Air mass

توده هوا (Air Mass )

توده هوا  یا همان Air Mass  در واقع با این صورت تعریف می شود

حجم بسیار بزرگی از هوا که دارای خصوصیات فیزیک یکسانی باشد از جمله  فشار ، رطوبت و دما  را توده هوا گویند

وسعت آن  می تواند تا  1000 کیلومتر باشد .

توده هوا Air mass

توده هوا

مناطق سازنده توده های هوایی را  Source Region  گویند .

  • Source Region هایی که در قطب هستند را Polar  می نامند .

(Source Region ( Polar   :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • Source Region هایی که در استوا هستند را Tropical  می نامند .

(Source Region ( Tropical  :

  1. Maritime ( مرطوب )
  2. Continental (خشک )
  • حرکت توده هوا همیشه از سمت پرفشار به سمت کم فشار است .

خواص توده هوا

کسب خصوصیات زمین زیر خود ( جایی که تشکیل شده قطبی باشد یا استوایی )

خصوصیاتی مانند دما (سرما ) ، رطوبت ، فشار زیاد (دانسیته )

نکته مهم : دو توده هوا در ست مثل آب و روغن است یعنی به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند مگر اینکه شرایط  خاص اتفاق بیوفتد  .

نیروی کوریولیس :

نیروی کوریولیس باعث انحراف توده هوا و آب ها می شود و در سرعتشان تاثیری ندارد .

کریولیس

نیروی کوریولیس

نیروی کوریولیس نیرویی است استنتاجی ، که باعث راستگردی توده هوا در  نیمکره شمالی و چپگردی توده هوا در نیمکره جنوبی می گردد.

یعنی  حرکت توده هوا در نیمکره شمالی از غرب به سمت  شرق است

حرکت توده هوا  در نیمکره جنوبی از شرق به سمت غرب  است

و در  استوا حرکت توده هوا برابر سرعت خطی زمین است .

نکته : تاثیر نیروی کوریولیس در استوا صفر است و در قطب به حداکثر می رسد .

عوامل تاثیر گزار بر نیروی کوریولیس :

  • جاذبه زمین
  • حرکت وضعی زمین
  • حرکت انتقالی

نیروی کریولیس باعث می شود خروجی آب  داخل  سینک  در نیمکره شمالی راستگرد  ، در استوا بدون چرخش و در نیمکره جنوبی چپگرد باشد .

  • در نهایت فصل مشترک دو توده هوایی که به نام توده پشتی نامگذاری میشود را جبهه هوا گویند .

  • Dew point  یا همان  نقطه شبنم  در واقع  دمایی است که توده هوا در آن با رطوبتش به حد اشباع می رسد
جدول گاست

Gust (گاست )

Gust (گاست ) در لغت به معنی تند باد است .

تعریف Gust (گاست )

تغییرات ناگهانی سرعت و جهت جریان هوا ( باد ) در یک بازه زمانی مشخص را Gust  گویند .

در واقع Gust (گاست ) بادی است ناگهانی با اختلاف سرعت بیش از 8 کیلومتر بر ساعت .

انواع Gust (گاست )

  1.  H.W)  Head Wind )

  2. T.W)  Tail Wind )

  3.  U.D) Up Draft )

  4.  D.D) Down Draft )

  • جریان هوایی که از روبرو برخورد کند را Head Wind گویند
  • جریان هوایی که از پشت برخورد کند را Tail Wind گویند
  • جریان هوایی که بالا رونده باشد را Up Draft گویند
  • جریان هوایی که به سمت پایین باشد را Down Draft گویند
  1.  H.W) Gust Head Wind )

    G.H.W

    گاست Head Wind

  •  A.O.A ) Angle Of Attack  ) جدید کوچکتر می شود
  • Air Speed  (سرعت هوایی) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا هستند پس A.S  افزایش یافته است
  • R.F.A بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Head Wind چون A.S  افزایش یافته پس نیروی Lift  افزایش پیدا می کند .(با توجه به فرمول Lift)
  • Wing( بال ) با توجه به افزایش Lift به سمت بالا میرود
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به کم شدن A.O.A باعث کشیدن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با کاهش A.O.A ایجاد می شود خطر Tuck (تاک ) است
  1.  T.W ) Gust Tail Wind )

    گاست تیل ویند

    Gust Tail Wind

  • A.O.A ) Angle Of Attack ) جدید بزرگتر می شود
  • Air Speed (سرعت هوایی ) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا نیستند پس A.S   کاهش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Tail Wind چون A.S  کاهش یافته پس نیروی Lift  کاهش پیدا می کند (با توجه به فرمول Lift)
  • Wing(بال ) با توجه به کاهش Lift به سمت پایین می اید
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به بزرگ شدن A.O.A باعث رها کردن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با افزایش A.O.A  ایجاد می شود خطر Stall ( استال ) است
  1.  U.D) Gust Up Draft )

    گاست آپ درفت

    GUST UP DRAFT

  • A.O.A ) Angle Of Attack  ) جدید بزرگتر می شود
  • Air Speed (سرعت هوایی ) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind   دریک راستا هستند پس A.S  افزایش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Up Draft  چون A.S  افزایش یافته پس نیروی Lift  افزایش پیدا می کند(با توجه به فرمولLift)
  • Wing(بال ) با توجه به افزایش Lift به سمت بالا میرود
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به بزرگ شدن A.O.A  باعث رها کردن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با افزایش A.O.A  ایجاد می شود خطر Stall ( استال ) است
  1. D.D ) Gust Down Draft ) 

    گاست دون درفت

    GUST Down Draft

  • A.O.A ) Angle Of Attack ) جدید کوچکتر می شود
  • Air Speed چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا نیستند پس A.S  کاهش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Down Draft  چون A.S  کاهش یافته پس نیروی Lift  کاهش پیدا می کند(با توجه به فرمول Lift)
  • Wing(بال ) با توجه به کاهش Lift به سمت پایین  می آید
  • Hand Position(موقعیت دست) بسته به کم شدن A.O.A  باعث کشیدن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با کاهشA.O.A ایجاد می شود خطر Tuck (تاک ) است

Wind Shear یک نوع  گاست است  از نوع Down Draft 

جدول GUST (گاست )

جدول گاست

GUST

پروسه فول استال

Stall (استال )

Stall   در لغت به معنی افت سرعت پیدا کردن  یا  واماندگی است .

Stall به لحظه بحرانی گفته می شود که بر اثر زیاد زوایه حمله (Angle Of Attack  (A.O.A و رسیدن به زاویه آلفا( a ) وسیله از حالت پرواز خارج می شود .

  • زاویه آلفا( a) در واقع  زاویه مورد نظر که در هر وسیله پروازی اندازای دارد که باعث می شود وسیله پروازی از پرواز خارج شود
  • زاویه الفا در پاراگلایدر بین 13 درجه تا 17 درجه است .

انواع Stall :

  1. Full Stall (فول استال)

در Full Stall  سرعت بال رفته رفته همراه با برک گرفتن خلبان کم می شود و سرعت بال و خلبان همزمان کم می شود

  • Full Stall   به دلیل کاهش Air Speed   و افزایش Angle Of Attack  رخ می دهد .
  • برای خروج از Full Stall لازم است تنها برک ها را به آرامی بالا ببرید.
  1. Dynamic Stall (داینامیک استال)

Dynamic Stall     در حالتی رخ می دهد که خلبان برک ها را به طور ناگهانی میکشد وسپس رها می کند

در این حالت سرعت کانوپی زودتر از سرعت خلبان بدلیل اینرسی حرکتی رو به جلو که از قبل داشته کاهش میابد و بال به سمت عقب پرت می شود .

  1. Deep Stall(دیپ استال) 

در Deep Stall شکل کانوپی بهم نمی خورد و بال به صورت کامل بالای سر خلبان قرار دارد و به صورت عمودی به طرف پایین می آید

از انواع استال

Deep Stall

  • در Deep Stall ، Relative Wind به صورت عمودی از زیر به بال برخورد میکند .
  • Deep Stall در وحله اول در اثر کهنگی بال می تواند اتفاق بی افتد ویا خروج از B-Line ، خروج از Big Ears ، خروج از Spiral
  1. B-Line Stall(بی لاین استال) 

B-Line Stall با کشیدن رایزرهای B به طور همزمان در هر دو طرف به سمت پایین اتفاق می افتد.

  • در B-Line Stall بال به حالت شکسته در آمده و شکل ایرفویل در کانوپی به هم می خورد و Stall رخ می دهد .

پروسه Full Stall 

اولین نوع Stall  وقتی خلبان به آرامی و به صورت همزمان برک ها را می کشد رخ می دهد نقطه جدایی ( Separation Point )  به لبه حمله( Leading Edge) نزدیک می شود

  • Separation Point در واقع نقطه جدایی Air flow از Upper Surface است
    پروسه استال

    Full Stall

    پروسه فول استال

    FULL STALL

Thermal

Thermal (ترمال )

Thermal چیست؟ چگونه بوجود می آید؟

هنگامی روز آغاز می شود، خورشید به زمین می تابد انرژی نورانی به زمین برخورد می کند زمین هوای همجوار سطح خود را گرم می کند(هوای همجوار سطح زمین ارتفاعش به اندازه  قد یک فرد عادی است تقریباً حدود 180متر تا 2 متر می باشد) اگر سطح زمین پوشیده از چمن و درخت باشد یعنی درواقع سبز باشد همانطور که می دانید تفاوتی بین زمین تیره و زمین سبز وجود دارد و آن هم در Albedo است، Albedo  زمین سبز نسبت به زمین  خشک بیشتر است پس با توجه به Albedo  زمین خشک یا بایر نسبت به زمین سبز زودتر گرم می شود هوای همجوار خود را گرم میکند .

☆( بخش هایی که جاذب بهتر گرما هستند و هوای اطراف خود را هم گرم می کنند را Collector می نامند،صخره ها، زمین های کشاورزی شخم زده و جاده های آسفالت در امتداد جهت وزش باد بهترین Collector ها می باشند.)

وقتی هوای همجوار گرم شد یک babel  ( حباب) یا بادکنک از هوای گرم  ایجاد می شود  (همانطور که گفتیم زمین خشک Albedo  کمتری دارد یعنی انعکاس کمتر و جذب بیشتر انرژی نورانی، جذب بیشتر سبب می شود بادکنک و یا حبابی از هوا تشکیل شود)  این هوا رفته رفته منبسط می شود و در این زمان هوای همجوار زمین سبز سردتر است پس هوای سرد اطراف به هوای گرم فشار می آورد و هوای گرم  ( بادکنک) را هُل می دهد به سمت بالا، حال ترمال شروع به ارتفاع گرفتن می کند و بالا میرود و همزمان هوای سرد اطراف جایگزین هوای گرم می شود به همین نسبت ترمال بالا میرود ، این هوا (بادکنک ) نسبت به هوای اطراف خودش گرمتر است پس هوای سرد اطراف مدام جایگزین این هوای گرم (بادکنک ) می شود و این هوای گرم ( بادکنک ) را بیشتر به سمت بالا هُل می دهد با اصطلاح به این ( بادکنک) یا هوای گرم که به سمت بالا میرود، هوای بالا رونده یا Up Draft  می گویند ، هوای گرم  ( بادکنک) به جایی می رسد که هوای بالا رونده ( Up Draft )  کم کم انرژی داخلی خودش را از دست میدهد و سرد می شود ، وقتی که سرد شد با هوای اطراف خود هم دما می شود.

☆  هوای گرم و هوای سرد مثل آب و روغن هستند به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند.

هوای گرم ( بادکنک) هنگامی که به اوج رسید به اصطلاح سقف ترمال یا ( Ceiling  )  ترمال رسید به دلیل Laps Rate دمای داخلی خود را از دست می دهد و با هوای اطراف خودش هم دما  شده،  سرد می شود و ریزش می کند به اصطلاح هوای سرد پایین رونده را Down Draft   می نامند، که به سمت پایین می ریزد.

Down Draft  جایگزین هوای Up Draft  (هوای گرم بالا رونده ) می شود ، هوای سرد می ریزد و  هوای گرم ( بادکنک) را هُل می دهد بالا.

Thermal  دو نوع است :

  • Chimney ( دود کش)
  • Babel ( حباب ، بادکنک)

☆ در مرز مشترک Up Draft  و Down Draft  یک جریانات  پیچشی  (Eddy)   بوجود  می آید که این Eddyها نشن دهنده ی Thermal Turbulence  است که هنگام ورود به Thermal  یا خروج از Thermal بال پاراگلایدر شما تکان هایی انجام می دهد که لازم است خلبان بنا به شرایط با  بالا و یا  یاپین بردن Break  ها این حرکات را کنترل کند.

☆ EDDY  به جریانات پیچشی گفته می شود که پشت جسم جامد و  ثابت و  کوچک رُخ می دهد، در واقع Eddy  یک نوع Rotor  است ولی خیلی کوچک ، مثلاً در اطراف تخت سنگ وجود دارد، Eddy  هم در پشت اجسام و هم در Thermal مورد استفاده قرار می گیرد.

Thermal  را می توان مثل فواره مثال زد که آب  باشتاب بالا می رود و کم کم از شتاب آب کاسته می شود وقتی به سقف یا انتها رسید به سمت پایین می ریزد.

☆Thermal هر چقدر بالاتر می رود ضعیف تر می شود بخاطر Lapse Rate  دمای درون خودش را از دست می دهد چون محیط چگالیش تغییر می کند می تواند بزرگتر شود.

☆ اسکیوتی Squti  نام نرم افزاریست که اطلاعات لازم راجع به Thermal را در اختیار خلبان می گذارد.

☆ وقتی گفته می شود سقف (Ceiling) امروز Thermal  4000 متر است یعنی بیشتر از 4000 متر نمی شود بالاتر رفت مگر اینکه طول روز بلندتر شود Dew Point  (نقطه شبنم ) برود بالا تاسقف Thermal  را به سمت بالا هُل دهد.

☆ وقتی کشش از Base  ابر به سمت بالا ایجاد شود علت Thermal  است

وقتی Thermal  به صورت Chimney  (دود کش)  است رطوبت محیط را با خود بالا می برد و وقتی این رطوبت را بالا می برد اصطلاحاً می گویند امروز هوا خشک (Dry Air) نیست امروز هوا مرطوب (Moisture Air) است وقتی هوا مرطوب باشد یعنی رطوبت کافی دارد و دمای داخلی Thermal  به Dew Point  می رسد و در روی آن ابرهای کومولوس بوجود می آید و هر چقدر رطوبت بیشتر شود ابر تغذیه می شود ارتفاع می گیرد می تواند بزرگتر شود.

ابری که در  Local تشکیل می شود وقتی بالا می رود منشاء تشکیل  Thermal منطقه است بدلیل وجود رطوبت کافی ابرها تشکیل می شوند که به حالت وقتی  ابرباشد به آن white Thermal  گویند وقتی ابر نباشد Blue Thermal گفته می شود حال وقتی ابر ارتفاع بگیرد و رنگ ابر خاکستری دیده شود به آن gray Thermal  گفته نمی شود.

☆  Dew Point (نقطه شبنم) : دمایی که در آن، هوا از بخار آب اشباع می شود را نقطه شبنم می گویند. چرا که سرد شدن بیشتر هوا باعث میعان و تشکیل ذرات آب می شود . مهم است بدانیم نقطه شبنم هوایی که در حال صعود است، با هر 1000 متر افزایش ارتفاع ، دو درجه سانتیگراد کاهش می یابد.

 

نقشه هوایی

نقشه هواشناسی

نقشه هواشناسی  برای پرواز مهم است.

مشکلی که راجع به نقشه هواشناسی وجود دارد این است که خلبان ها مستقیم سراغ سایت هواشناسی می روند، که در واقع اطلاعات صفر در اختیار خلبان ها قرار می دهد.

همانطور که قبلاً گفته شد، جو نسبت به تغییرات دمایی تقسیم می شود، لایه تروپوسفر نیز نسبت به تغییرات فشاری تقسیم بندی می شود، زمین 1000 میلی بار از سطح دریا، سطح بعدی 800، 750 ، 500 و بعدی 200 میلی بار که به لایه جت استریم می رسد، جبهه هایی که روی نقشه هواشناسی مشاهده می شود در سطح 500 میلی بار است که در نقشه به رنگ قرمز و آبی نمایش داده می شود.

رنگ قرمز نشان دهنده پرفشار و رنگ آبی نشان دهنده کم فشار است.

تهران‌ را در نظر بگیرید ارتفاع تهران از سطح دریا  حدود 1400 میباشد یعنی یک شخص در تهران از ابتدای 800 میلی بار به بالا زندگی می کند، دوم باید نقشه های مربوط به 800 میلی بار و 750 میلی بار را بررسی کنید.

نقشه هواشناسی به عنوان مثال شبیه شکل مقابل می باشند.

Air plane

Air plane نقشه هوایی

شاید کار مهندسان توپوگرافی را دیده باشید یا اطلاعاتی داشته باشید، در کار توپوگرافی زمانی که می خواهند ارتفاعی را رسم کنند اول نقطه همه هم ارتفاع ها را پیدا می کنند و سپس با خط بهم وصل می کنند مثلاً ارتفاع از 1000 تا ارتفاع 800 به همین صورت تا به سطح زمین برسد.

در کار هواشناسی هم همین طور است اول نقاط هم فشار را پیدا می کنند تمام آن ها را هم ارتفاع می کنند بعد نقاط را روی نقشه کره زمین رسم می کنند، این خطوط را به اسم ایزوبار بهم وصل می کنند.

  • ایزوبار از پیوستن نقاط به هم خطوط ایزوبار بوجود می آید از بوجود آمدن ایزوبار حالت توده های هوا را در مناطق مختلف می توان پیدا کرد.
  • هر چقدر فاصله ایزوبار ها به هم نزدیک تر باشند یعنی شرایط General  قویتر است و سرعت باد بیشتر، هر چقدر ایزوبار ها از هم دور باشند شرایط Local  می تواند قویتر باشد و سرعت باد کمتر است.
  • پس اگر نقشه ای مشاهده کردید که خطوط ایزوبار به هم نزدیک و فشرده نبود و شکستگی نداشت آن نقشه نشان دهنده این است که باد  Local  در آن شرایط بیشتر نفوذ می کند تا با General .

ساده ترین راه برای توضیح نقشه هواشناسی بود.

بادنما پاراگلایدر

بادنما

بادنما در علم هواشناسی و پرواز کمک شایانی به این عرصه چه از نظر سرعت باد و چه از نظر جهت باد می کند.

شاید برای شما این سوال پیش اومده باشد که چرا باد نما همیشه رو به باد است و باد را نشان می دهد ؟

جواب این سوال خیلی ساده است بدلیل Vein Effect

اینکه بادنما پایش داخل زمین قرار دارد و زمین متصل است  جهت باد را به خلبان نشان می دهد .

اگر بادنما درست داخل زمین قرار نگیرد  کنده می شود و قل می خورد اما زمانیکه درست در زمین قرار گرفته باشد دقیقاً جهت باد و سرعت باد را درست نشان می دهد .

بدلیل Vein Effect   بال پاراگلایدر  می چرخد رو به باد می شود مخصوصاً برای زمانی که  Cross Wind  باشد .

lapse rate

Lapse Rate (لپس ریت )

Lapse Rate  یعنی با افزایش ارتفاع دما کاهش می یابد.

Lapse Rate  یعنی با افزایش ارتفاع سرعت باد افزایش می یابد.

Lapse Rate  یعنی با افزایش ارتفاع فشار کاهش می یابد.

برای درک بهتر Lapse Rate  یک مثال ساده می زنم گاهاً برای شما اتفاق افتاده است که سوار هواپیما شده اید و همراه خود چیپس یا پفک برده اید در زمان پرواز وقتی ارتفاع هواپیما افزایش می یابد چیپس یا پفک شما باد می کند، همین اتفاق برای بسته های هوایی  که از سمت زمین به سمت هوا می روند رُخ می دهد.

وقتی بسته هوایی کوچک مثلاً با   20 مولکول وجود دارد که در کنار هم حرکت می کنند و به هم ضربه می زنند حال اگر این بسته مولکول را به ارتفاع بالاتر ببرید چه اتفاقی می افتد ؟ مولکولها از هم باز شده،جریانات کمتر می شود، انتقال انرژی کمتر می شود پس دمای آن کم می شود شروع می کند به سمت پایین سرازیر شدن یعنی دمای آن کاهش پیدا کرده است

منظور تا جایی بالا می رود که نسبت به هوای همجوار خودش هم دما، همگن و هم  فشار می شود و شروع به پایین آمدن می کند، درست مثل فواره برمی گردد پایین .

این مساله باعث می شود چرخه تک سلولی بوجود بیاید، هوای گرم تا یک جایی بالا می رود سپس در ارتفاع بالا سرد می شود، هوای سرد از زیر جایگزین هوای گرم می شود که  چرخه (Circulation ) بوجود می آید.

این چرخه منظور جابجایی کم فشار و پر فشار همچنان درحال رُخ دادن است، هم در این اتاق هم در محیط هم در محوطه هم در کره زمین وجود دارد.

چرخه تک سلولی منظور در یک منطقه خاص این سلول کار می کند.

چرخه تک سلولی اگر به صورت General  باشد تغییر می کند، خواص تغییر فصل ها،ارتفاعات، روز و شب بر چرخه تک سلولی تاثیر می گذارد.

اما زمانیکه راجع به شرایط Local  صحبت می شود منظور جریانات محلی می باشد که در منطقه کوچک اتفاق می افتد، فقط در شرایطی که شرایط General روی آن تاثیر نگذارد.

دو توده هوا (بسته هوایی) مثل آب و روغن می مانند به هیچ عنوان با هم ترکیب نمی شوند، تنها زمانی دو توده هوا باهم ترکیب می شوند که هم فشار ، هم دما و همگن باشند  به همین دلیل است که جبهه ها بوجود می آیند.

تقسیم بندی بال

پاراگلایدر (paraglider)

پاراگلایدر وسیله ای که می شود با آن  بصورت کاملاً امن در آسمان پرواز کرد، در واقع وسیله ای است که ما با آن پرواز می کنیم.

موهبت بزرگی است که از بین هفت میلیارد جمعیت کره زمین شما با لبخند پرواز می کنید و با لبخند، پروازتان را به پایان می رسانید

ورزشی که با پاراگلایدر انجام می شود را پاراگلایدینگ (Paragliding  ) می نامند.

پاراگلایدردر لغت به معنی چتر سرنده است

Paraglider :

  • Para ___parachute  ___ چتر
  • Glider ___ سُرش

parachute :

  • گرد
  • تخت

Parachute   خاصیت Falling  (سقوط) را دارد مثلاً اگر به ازای یک متر به سمت جلو حرکت می کند یک متر هم به سمت زمین ارتفاع از دست می دهد، که با توجه به تاریخچه ی پاراگلایدر از چترهای گرد و تخت در جنگ جهانی اول استفاده می شده اما پس از گذشت سالها به صورت امروزی و بصورت پاراگلایدر در آمده است.

Paraglider  خاصیت Flying (پرواز) را دارد مثلاً به ازای هر ده متر که به سمت جلو حرکت می کند یک متر به سمت پایین ارتفاع کم می کند، مدل اصلاح شده وسیله پروازی که از شیب تپه به پرواز در آمد آغازگر ورزش پاراگلایدینگ است که توسط شخصی به نام گری یاربنت از ایالات متحده آمریکا انجام شد.

○از نظر شکل ظاهری:

  • Parachute به شکل مکعب مستطیل است

 

  • Paraglider به شکل ایرفویل است

اسم بال پاراگلایدر canopy ، صندلی پاراگلایدر Harness و نخ هایی که به بال پاراگلایدر متصل است Risers   گویند که هر کدام دارای اجزاء و بخش های مختلف است.

بال پاراگلایدر(Canopy ):

بال پاراگلایدر از پارچه نایلونی مخصوص ساخته می شود

  • لبه حمله (Leading Edge ) قسمت جلویی (Canopy) ، به اختصار ( L.E) نامیده می شود .
  • لبه فرار (Trailing Edge ) قسمت انتهایی (Canopy ) ، به اختصار ( T.E) نامیده می شود .
  • انحنای بالایی  (Upper surface )
  • انحنای پایینی (Lower surface )
  • وتر  (Chord Line) فاصله ی لبه حمله (L.E) تا لبه فرار(T.E)
  • نوک بال (Wing tip ) گوشه انتهای بال را که در هر دو طرف قرار دارد
  • طول کانوپی( Span) فاصله نوک بال راست تا نوک بال چپ
  • استابیلایزر( Stabilizer ) در گوشه های بال قرار دارد و کار آن جلوگیری از جمع شدگی آکاردونی بال است.
  • سل (Cell) سوراخ هایی که درلبه حمله(L.E)  کانوپی قرار دارد ، که هوا از طریق (Cell ) به داخل کانوپی نفوذ می کند.
  • ریب (Rib ) فاصله بین انحنای بالایی و انحنای پایینی که مثل یک دیواره ی عمودی حد سل را مشخص می کند
  • کراس پورت( Cross port ) روی Rib قرار دارد و عبور دهنده ی عرضی هوا است که هوا را به صورت یکنواخت در کل Canopy  تقسیم می کند.

اسم قوس پاراگلایدر را Flattening  می گویند.

صندلی پرواز پاراگلایدر(Harness ) :

قسمتی است که خلبان با لبخند رضایت بخش درون آن با تسمه هایی بسته شده است

  • صندلی (Seat ) محل نشستن خلبان که بسیار محکم  ساخته شده است
  • بند پا (Leg strap ) مانع از سُر خوردن خلبان از داخل صندلی می شود.
  • بند سینه (Chest strap ) خلبان را در داخل صندلی محکم نگه می دارد
  • حلقه اتصال( Attachment loop) حلقه ای که کارابین در داخل آن قرار میگیرد
  • کارابین (Carabiner) حلقه ای فلزی و بسیار محکم است که Raiser به وسیله آن به صندلی (Harness) متصل می شود
  • محافظ پشت (Air Bag ) صفحه ای از جنس فوم است که از زیر صندلی تا پشت صندلی خلبان را پوشانده است
  • چتر کمکی( Parachute Landing Fall ) یا (PLF ) که در داخل Air Bag قرار دارد.
  • دستگیره کمکی(Auxiliary ) دستگیره (PLF)  است که در مواقع اضطراری استفاده می شود و در سمت راست (Harness ) قرار دارد

شکل ۴

رایزر ( Risers ) :

چیدمان بیشتر پاراگلایدر ها سه رایزر یا چهار رایزر است، به نام های

  • A. Riser لاین ی که از لبه حمله (T.E)  به رایزر متصل می شود
  • B. Riser
  • C. Riser
  • D. Riser
  • Break  لاین ی که از لبه فرار(T.E ) به Toggle متصل می شود.

دسته رایزر (Riser  ) تسمه های کوچکی است که از طریق حلقه اتصال (Attachment loop ) لاین ها و کاربین بهم متصل می شود، همچنین برای چک و شناسایی تک تک لاین ها به خلبان کمک می کند.

  • لاین (Line ) الیاف تابیده شده است که از ماده ای بسیار مقاوم ساخته می شود ویک لایه پوشش یا محافظ هم دارد لاین ها در انحنای پایین Canopy در ردیف های کاملا منظم قرار میگیرند، هر کدام از این لاین ها به راحتی می تواند وزن یک خلبان مثلاً صد کیلویی را تحمل کند ولی دلیل اصلی ازدیاد این لاین ها این است که وزن خلبان را به طور یکنواخت روی کل Canopy  تقسیم کند، (یکنواخت منظور طبق طراحی وسیله، چون روی هر لاین(Line ) وزن خاصی می افتد )
  • کوئیک لینک (Queek link ) حلقه ی کوچک فلزی و مثلثی شکل که رایزر( Risrer ) را به لاین Line)  ) متصل می کند
  • لاین کنترل (Control guide ) برای هدایت پاراگلایدر تغییر جهت و سرعت مورد استفاده قرار می گیرد از یک سمت در انحنای پایینی و (T.E) کانوپی قرار دارد و از سمت دیگر به (Toggle  ) متصل است که اصطلاحاً (Break line ) نامیده می شود
  • دستگیره (Toggle ) حلقه ای که خلبان با دست می گیرد جهت کنترل پاراگلایدر که از یک سمت به (Break Line  ) و از سمت دیگر دست خلبان را به هم پیوند می دهد.

اصطلاح Inflation :

هنگامی که پاراگلایدر در مرحله ی پُر شدن از هواست

در واقع زمانیکه پاراگلایدر می خواهد از باد پُر شود، در اصطلاح پروازی باد دادن پاراگلایدر

ep=mgh

انرژی پتانسیل(EP)

انرژی پتانسیل باعث ادامه و بقاء پرواز می شود.

سوخت پاراگلایدر انرژی پتانسیل است .

تعریف انرژی پتانسیل را می توان اینگونه بیان کرد :

انرژی مکانیکی ذخیره شده در اجسام می باشد .

یک قلم رابرایتان مثال میزنم که روی طاقچه قراردارد قرار دارد، آیا قلم می تواند بیوفتد؟ نسب به طاقچه نه ولی نسبت به زمین بله.

حال اگر دو قلم در ارتفاع متفاوت داشته باشیم و رها کنیم کدام قلم زودتر به زمین می رسد؟قلمی که ارتفاع کمتری دارد، ارتفاع نقش مهمی در بقاء پرواز دارد پس اگر کوهی باشد که ۸۰۰ متر ارتفاع داشته باشد با کوهی که ۲۰۰ متر ارتفاع دارد نشان می دهد که زمان پرواز ما در این دو کوه متفاوت است، ولی سایت هایی هم هستند که با ۲۰۰ متر ارتفاع ساعت ها می شود در آن پرواز کرد و یا ارتفاع آنچنانی گرفت. در اینجا راجع به سایت هایی صحبت می کنیم که یک پاراگلایدر فقط سُر می خورد و به سمت محل لند می رود، و اجازه بالا رفتن را به پاراگلایدر نمی دهد.همه ی این موارد جزء قابلیت های یک سایت پروازی است. پس در هر شکل اگر قرار باشد فقط سُر خوردن پاراگلایدر مد نظر باشد، سایتی که دارای ارتفاع بیشتری است به پاراگلایدر مجال بیشتری می هد که در هوا باشد

EP=mg h   فرمول انرژی پتانسیل

Mمخفف mass همان وزن خلبان است که هیچ فرقی نمی کند کجای دنیا باشد. واحد آن بر حسب کیلوگرم ( kg ) سنجیده می شود .

  • g مخفف gravity  همان جاذبه که واحد آن متر بر مجذور ثانیه  و یا نیوتن بر کیلوگرم  ( N/kg) سنجیده می شود که مقدار تقریبی این کمیت  9/81  متر برمجذور ثانیه است .
  • Hهمان height ارتفاع کوه است که به پاراگلایدر اجازه می دهد مدت زمان بیشتری در پرواز باقی بماند. واحد آن بر حسب متر (m) سنجیده می شود .

 

پس انرژی ای که باعث می شود بقاء پرواز پاراگلایدر شما بیشتر شود انرژی پتانسیل است .

و اما چه نیرویی باعث ادامه و بقاء پرواز پاراگلایدر می شود؟ نیروی وزن است .

انرژی ای که باعث می شود مدت زمان پرواز پاراگلایدر  افزایش پیدا کند انرژی پتانسیل است. به دلیل وجود ارتفاع، هر چه ارتفاع بیشتر باشد مدت زمان بیشتری در پرواز خواهید بود و عاملی  که باعث می شود به پرواز برگردید و ادمه ی پرواز را داشته باشید نیروی وزن است.