نوشته‌ها

محور ها بر روی پاراگلایدر

 Axis/ Axes( اکسیز )

Axis  ( اکسیز ) به معنی محور است .

تعریف Axis :

Axis ( محور ) ها میله های فرضی هستند که اجسام  دور انها چرخش می کنند .

یا به عبارت دیگر Axis  خطی است فرضی که حرکت حول آن انجام می شود .

انواع Axis :

  1. Longitudinal Axis (محور طولی )

  2. Lateral Axis ( محور عرضی )

  3. Vertical Axis / Normal Axis (محور عمودی )

Longitudinal  Axis

Longitudinal  Axis  محور طولی وسیله پروازی است و به فرض اگر میله ای از طول وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک سمت بالا و بال سمت دیگر پایین می آید که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور ROLL  (رول ) نامیده می شود .

Lateral Axis

Lateral Axis محور عرضی وسیله پروازی است  و به فرض اگر میله ای از عرض وسیله پروازی عبور دهید ، دماغه یا Leading Edge ( لبه حمله ) بالا و پایین می شود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور PITCH (پیچ) نامیده می شود .

Vertical Axis / Normal Axis

Vertical Axis / Normal Axis محور عمودی  وسیله پروازی است  و به  فرض اگر میله ای به صورت عمودی از وسیله پروازی عبور دهید ، بال یک  سمت جلو و بال سمت دیگر عقب  می رود که در اصطلاح هوانوردی حرکت حول این محور YAW (یو) نامیده می شود .

رسم Axis  بر روی  هواپیما

Axis در وسایل پروازی

محورها در وسایل پروازی

رسم Axis   بر روی ایرفویل

Axis بر روی ایرفویل

محورها بر روی ایرفویل

رسم Axis  در پرواز پاراگلایدر

محور ها بر روی پاراگلایدر

AXIS در پاراگلایدر

(Center Of Gravity (C .G

CG به معنای مرکز ثقل است و در پاراگلایدر چند سانتیمتر بالاتر از سر خلبان قرار دارد

مرکز ثقل(CG ) و مرکز فشار (CP) در یک راستا هستند .

(Center Of Pressure (C.P

C.P در یک سوم جلوی بال یا همان Leading Edge ( لبه حمله ) قرار دارد و گشتاور نیروها در این نقطه صفر است

عاملی که باعث پیشروی بال می شود و دقیقاً در نقطه (C.P ) قرار دارد به نام Pitch Momentom معروف است که بسیار نا محسوس می باشد .

HALT در پاراگلایدر

Side Effect /HALT/Syndrome /Critical  Time

Side Effect   ( ساید اکت )  به معنی تاثیرات جانبی  است .

تعریف Side Effect   :

هر عاملی که باعث شود فکر شخص از کاری که می خواهد انجام دهد خارج شود و یا کاری خارج از توانایی خود انجام دهد را Side Effect   گویند .

عوامل ایجاد Side Effect   :

  1. حضور تماشاگران
  2. دوربین فیلمبرداری
  3. بیماری
  4. استفاده از مشروبات الکی
  5. استعمال مواد مخدر
  6. Im Safe نبودن خلبان
  7. هر انچه که بخشی از ذهن خلبان را از پرواز خارج کند .

HALT (هالت ) به معنی ایست

HALT در پاراگلایدر

HALT

  1. H مخفف Height به معنی ارتفاع است ، بررسی و تشخیص ارتفاع از سمت خلبان است

  2. A مخفف Aircraft به معنی مجموعه پروازی ، بررسی چتر کمکی و وسیله پروازی توسط خلبان

  3. L مخفف  Location به معنی موقعیت است ، تشخیص موقعیت محل لند توسط خلبان

  4. T مخفف Traffic  به معنی ترافیک است ، خلبان چک کند در محل ترافیک پاراگلایدر های دیگر نباشد

Syndrome  (سندروم )

هر نوع عارضه ژنیتکی است که از لحاظ بیماری به مریض ها نسبت  می دهند .

در پرواز پاراگلایدر متاسفانه به وضوح هنرجویان در دو مقطع اینترمدیت و ادونس دچار سندروم می شوند .

که گاهاً با گیر کردن در این سندروم ها به خود و دیگر هم پروازی های خود آسیب جدی میزنند .

  1. Intermediate Syndrome (اینترمدیت سندروم )

  2. Advance Syndrome (سندروم ادونس )

Intermediate Syndrome و         Advance   Syndrome در واقع  خلبان دچار یک وهم و در اصطلاح پروازی over confidence  (اعتماد به نفس ) می شود که هیچ کس به غیر از خود شخص نمیتواند به او کمک کند .

اهمیت این موضوع به حدی است که در نهایت  باعث سوانح پروازی می شود ، استاد خلبان مهدی کوهی با توجه به روانشناسی که روی شاگرد انجام می دهند به محض تشخیص مراحل ابتدایی ورود شاگرد به سندورم های خطرناک، شخص خاطی را از باشگاه اخراج میکند تا بقیه تیم مسموم نشود .

Critical  Time  (کریتیکال تایم )

لحظه ایست  بحرانی ، که نه پرنده ای و نه دونده ای

در لحظه            Critical  Time استال رخ می دهد .

وقتی بال بالای سر خلبان قرار می گیرد لزوماً بال هنوز پرنده شده است که بخواهد وزن خلبان را تحمل کند و به Min Air Speed  رسیده باشد .

پس نسبت به سرعت و جهت باد ، پاراگلایدر را در جایی مناسب پهن کنید .

کمک به برخواستن

Ground Effect (گراند افکت )

Ground Effect ( گراند افکت ) در لغت به معنی اثر زمین است .

تعریف  Ground Effect در واقع

تاثیر زمین بر روی بال بخاطر Induced Drag  و قانون سوم نیوتن را Ground Effect گویند .

بال به زمین نیرو وارد می کند و زمین هم بنا به قانون سوم نیوتن، همان  نیرو را به بال وارد می کند .

Ground Effect باعث کاهش مسافت برخواست و افزایش مسافت فرود می شود .

کمک به برخواستن

out of Ground Effect

بنابراین Ground Effect در هنگام  برخواست وسیله پروازی یک اثر کمک کننده و در هنگام نشستن  وسیله پروازی یک اثر مزاحم به حساب می آید .

in Ground Effect

Ground Effect

گاهاً برای شما به عنوان یک خلبان پاراگلایدر پیش آمده است که در محل تیکاف به مدت یک یا دو ثانیه از زمین جدا شدید اما دوباره به سمت پایین آمده اید و مجبور به دویدن دوباره شده باشید و یا در هنگام لندینگ برک ها را کامل کشیده اید اما مسافتی را مماس با زمین طی میکنید و در نهایت فرود می آیید در واقع همان Ground Effect  است .

Ground Effect  در پاراگلایدر بسیار کم است ولی مبتواند تاثیرگذار باشد .

تذکر مهم : به علت وجود Ground Effect  ( تاثیر زمین ) و Wind Gradient  (تدرج باد ) در نزدیک زمین باید با Trim Speed (حداکثر سرعت بدون دخالت خلبان) پرواز کرد تا موانع را سریعتر رد کرد ودر صورت نیاز از برک ها استفاده کرد .

در اثر نزدیک شدن یک وسیله پروازی ( Airfoil ) به سطح  زمین Vortex  هایی که در Wing Tip  ها به سطح زمین برخورد کرده بخش اعظم Vortex ها شکسته می شود و از بین می رود در نتیجه بخاطر کاهش Total Drag باعث افزایش Air Speed  خواهید بود .

نکته : خلبان پاراگلایدر باید هنگام فرود آمدن در باد پشت برک ها کاملاً بالا باشد و در حالت Trim Speed  پرواز کند تا در لحظه آخر یهو برک ها را بگیرد .

چک آخر ( Round Out )

خلبان پاراگلایدر در ارتفاع 2 یا 3 متری یکم برک می گیرد تا چک کند پاراگلایدر چقدر ارتفاع کم می کند و نرخ نزول را بسنجد سپس برک را پس میدهد .

سپس خلبان در ارتفاع 90سانتیمتری برک ها را میگیرد تا موازی با زمین پرواز کند و در نهایت کامل لند می کند .

چک رونداوت

check Round Out

  1. خلبان با سرعت کافی ارتفاع را کم می کند به جای دست ها دقت کنید .
  2. خلبان فرامین را میکشد تا هم نرخ نزول را آهسته کند و تقریباً موازی با زمین پرواز کند .
  3. پاراگلایدر در نزدیکی زمین سرعت از دست می دهد و به نرمی ارتفاع کم می کند .
Front

جبهه هوا (Air Front )

جبهه هوا که همان Air Front  است .

فصل مشترک دو توده هوایی که به نام توده پشتی نامگذاری میشود را جبهه هوا گویند .

Air FRONT

جبهه هوا

انواع جبهه هوا

  1. جبهه هوا سرد  (Cold Front)
  2. جبهه هوا گرم  (Warm Front)
  3. جبهه هوا ساکن  (Stationary Front)
  4. جبهه هوا بند آمده  (Accluded Front)

علايم  ورود و عبور جبهه هوا سرد  :

  • کاهش دما
  • افزایش دید عمومی
  • ابرهای جوششی
  • بارش ها به صورت رگبار
  • رعد و برق
  • باد گاستی

نکته : جبهه هوا سرد که وارد منطقه می شود پایداری به وجود می آورد و بهترین شرایط برای پرواز ترمیک را برای خلبانان پاراگلایدر فراهم می کند .

علايم  ورود و عبور جبهه هوا گرم :

  • افزایش دما
  • کاهش دید عمومی
  • ابرهای پوششی
  • بارش به صورت مداوم و طولانی (حتی چند روز )
  • وارونگی هوا (Inversion )

نکته : جبهه هوا گرم دارای سرعت کمتری است و مدت زمان بیشتری در منطقه می ماند تا بگذرد .

علایم ورود جبهه  هوا ساکن :

خصوصیات مشترک از جبهه هوا گرم و جبهه هوا سرد را  دارد .

stationary front

جبهه ساکن

ابر های جبهه هوا سرد :

ابرهای جبهه هوا سرد کومولی فرم هستند .

  • سیروس
  • سیرو کومولوس
  • آلتو کومولوس
  • کومولوس
  • کومولوس نیمبوس (cb )

    ابرهای جبهه هوا گرم :

  • سیروس
  • سیرو استراتوس
  • آلتو استراتوس
  • نیمبو استراتوس

علت به وجود آمدن ابر چیست ؟

صعود بخار آب باعث بوجود آمدن ابر می شود

Front

جبهه هوا

ابرها در واقع بخار آب مرعی هستند .

تقسیم بندی  ابرها از نظر شکل ظاهری :

  • ابرهای پوششی

  1. سیرو استراتوس
  2. آلتو استراتوس
  3. نیمبو استراتوس
  • ابرهای جوششی

  1. سیرو کولوس
  2. آلتو کومولوس
  3. کومولوس نیمبوس

     تقسیم بندی ابرها از نظر ارتفاع :

  • ابر های ارتفاع بالا

این ابرها در ارتفاع  8 کیلومتری تا 12 کیلومتری تشکیل  می شوند .

  1. سیرو استراتوس
  2. سیرو کومولوس
  • ابرهای ارتفاع وسط

این ابرها در ارتفاع 2 کیلومتری تا 8 کیلومتری تشکیل می شوند .

  1. آلتو استراتوس
  2. آلتو کومولوس
  • ابر های ارتفاع پایین

این ابرها در نزدیک سطح زمین از 300متری یا 2 کیلومتری تشکیل می شوند .

  1. کومولوس نیمبوس (cb )
  2. نیمبو استراتوس

نشانه های ابر cb

  • کاهش باد
  • تغییر جهت باد
  • صفر شدن باد
  • نکته: ابر های cb  معمولاً تا jet stream   ارتفاع میگیرد و بیشتر از jet stream   نمیرود .

جدول گاست

Gust (گاست )

Gust (گاست ) در لغت به معنی تند باد است .

تعریف Gust (گاست )

تغییرات ناگهانی سرعت و جهت جریان هوا ( باد ) در یک بازه زمانی مشخص را Gust  گویند .

در واقع Gust (گاست ) بادی است ناگهانی با اختلاف سرعت بیش از 8 کیلومتر بر ساعت .

انواع Gust (گاست )

  1.  H.W)  Head Wind )

  2. T.W)  Tail Wind )

  3.  U.D) Up Draft )

  4.  D.D) Down Draft )

  • جریان هوایی که از روبرو برخورد کند را Head Wind گویند
  • جریان هوایی که از پشت برخورد کند را Tail Wind گویند
  • جریان هوایی که بالا رونده باشد را Up Draft گویند
  • جریان هوایی که به سمت پایین باشد را Down Draft گویند
  1.  H.W) Gust Head Wind )

    G.H.W

    گاست Head Wind

  •  A.O.A ) Angle Of Attack  ) جدید کوچکتر می شود
  • Air Speed  (سرعت هوایی) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا هستند پس A.S  افزایش یافته است
  • R.F.A بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Head Wind چون A.S  افزایش یافته پس نیروی Lift  افزایش پیدا می کند .(با توجه به فرمول Lift)
  • Wing( بال ) با توجه به افزایش Lift به سمت بالا میرود
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به کم شدن A.O.A باعث کشیدن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با کاهش A.O.A ایجاد می شود خطر Tuck (تاک ) است
  1.  T.W ) Gust Tail Wind )

    گاست تیل ویند

    Gust Tail Wind

  • A.O.A ) Angle Of Attack ) جدید بزرگتر می شود
  • Air Speed (سرعت هوایی ) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا نیستند پس A.S   کاهش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Tail Wind چون A.S  کاهش یافته پس نیروی Lift  کاهش پیدا می کند (با توجه به فرمول Lift)
  • Wing(بال ) با توجه به کاهش Lift به سمت پایین می اید
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به بزرگ شدن A.O.A باعث رها کردن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با افزایش A.O.A  ایجاد می شود خطر Stall ( استال ) است
  1.  U.D) Gust Up Draft )

    گاست آپ درفت

    GUST UP DRAFT

  • A.O.A ) Angle Of Attack  ) جدید بزرگتر می شود
  • Air Speed (سرعت هوایی ) چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind   دریک راستا هستند پس A.S  افزایش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Up Draft  چون A.S  افزایش یافته پس نیروی Lift  افزایش پیدا می کند(با توجه به فرمولLift)
  • Wing(بال ) با توجه به افزایش Lift به سمت بالا میرود
  • Hand Position (موقعیت دست) بسته به بزرگ شدن A.O.A  باعث رها کردن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با افزایش A.O.A  ایجاد می شود خطر Stall ( استال ) است
  1. D.D ) Gust Down Draft ) 

    گاست دون درفت

    GUST Down Draft

  • A.O.A ) Angle Of Attack ) جدید کوچکتر می شود
  • Air Speed چون دو بردار Relative Wind و Gust Head Wind دریک راستا نیستند پس A.S  کاهش یافته است
  • R.F.A  بسته به Air Speed تغییر میکند که در Gust Down Draft  چون A.S  کاهش یافته پس نیروی Lift  کاهش پیدا می کند(با توجه به فرمول Lift)
  • Wing(بال ) با توجه به کاهش Lift به سمت پایین  می آید
  • Hand Position(موقعیت دست) بسته به کم شدن A.O.A  باعث کشیدن برک ها می شود.
  • Danger (خطر) ی که با کاهشA.O.A ایجاد می شود خطر Tuck (تاک ) است

Wind Shear یک نوع  گاست است  از نوع Down Draft 

جدول GUST (گاست )

جدول گاست

GUST

Adverse Yaw  (ادورز یو)

Adverse Yaw به معنی تاخیر در گردش است .

بال پاراگلایدر کلاس یک ، بیشترین  Adverse Yaw را دارد.

به همین نسبت کلاس بال پاراگلایدرکه بالاتر می رود Adverse Yaw کمتر می شود .

Adverse Yaw یا همان تاخیر در گردش بیشتر زمانی اتفاق می افتد که قرار است خلبان از یک سمت چرخش داشته باشد .

هنگامی که خلبان پاراگلایدر شروع به گردش مثلاً از سمت راست میکند و برک  (Break) سمت راست را میکشد، پس تغییراتی که  در نیروی Lift  و Drag بال سمت راست ایجاد شده باعث می شود تغییراتی هم در A.O.A بال سمت راست بوجود بیاید .

به محض گرفتن برک(Break )راست بال پاراگلایدر A.O.A سمت راست افزایش می یابد پس Lift  سمت راست افزایش می یابد ، Adverse Yaw رخ می دهد، ولی در لحظه بعد که برک ( Break ) بیشتر گرفته میشود نیروی Drag  زیاد میشود و بر نیروی Lift  غلبه میکند و Adverse Yaw برطرف میشود .

  • نکته : هنگامی که برک (Break) یک سمت کشیده میشود در واقع تاثیر Induced Drag و قانون سوم نیوتن در همان سمت  افزایش یافته است.

کم کردن  Adverse Yaw در پرواز پاراگلایدر :

برای کم کردن  Adverse Yaw خلبان باید برای گردش ابتدا برک (Break) مخالف جهت چرخش را کاملاً بالا بگیرد (اصطلاحاً :  پس بدهد ) و سپس برک موافق گرفته شود .

  • در پرواز پاراگلایدر با وینچ و یا پرواز پاراموتور Adverse Yaw بسیار مشهود است .
  • Adverse Yaw در بال کلاس دو نسبت به بال کلاس یک کمتر است ، زیرا Drag آن کمتر است و سطح مقطع آن (فاصله Leading Edge تا Trailing Edge) بال کلاس دو کوچکتر از بال کلاس یک است .
  • بال کامپ دارای Span بزرگتری است یعنی تعداد ایرفویل بیشتری دارد پس در واقع Lift بیشتری دارد به نسبت Drag آن کمتر است به همین سبب Adverse Yaw بال کامپ کم است .

 

پروسه فول استال

Stall (استال )

Stall   در لغت به معنی افت سرعت پیدا کردن  یا  واماندگی است .

Stall به لحظه بحرانی گفته می شود که بر اثر زیاد زوایه حمله (Angle Of Attack  (A.O.A و رسیدن به زاویه آلفا( a ) وسیله از حالت پرواز خارج می شود .

  • زاویه آلفا( a) در واقع  زاویه مورد نظر که در هر وسیله پروازی اندازای دارد که باعث می شود وسیله پروازی از پرواز خارج شود
  • زاویه الفا در پاراگلایدر بین 13 درجه تا 17 درجه است .

انواع Stall :

  1. Full Stall (فول استال)

در Full Stall  سرعت بال رفته رفته همراه با برک گرفتن خلبان کم می شود و سرعت بال و خلبان همزمان کم می شود

  • Full Stall   به دلیل کاهش Air Speed   و افزایش Angle Of Attack  رخ می دهد .
  • برای خروج از Full Stall لازم است تنها برک ها را به آرامی بالا ببرید.
  1. Dynamic Stall (داینامیک استال)

Dynamic Stall     در حالتی رخ می دهد که خلبان برک ها را به طور ناگهانی میکشد وسپس رها می کند

در این حالت سرعت کانوپی زودتر از سرعت خلبان بدلیل اینرسی حرکتی رو به جلو که از قبل داشته کاهش میابد و بال به سمت عقب پرت می شود .

  1. Deep Stall(دیپ استال) 

در Deep Stall شکل کانوپی بهم نمی خورد و بال به صورت کامل بالای سر خلبان قرار دارد و به صورت عمودی به طرف پایین می آید

از انواع استال

Deep Stall

  • در Deep Stall ، Relative Wind به صورت عمودی از زیر به بال برخورد میکند .
  • Deep Stall در وحله اول در اثر کهنگی بال می تواند اتفاق بی افتد ویا خروج از B-Line ، خروج از Big Ears ، خروج از Spiral
  1. B-Line Stall(بی لاین استال) 

B-Line Stall با کشیدن رایزرهای B به طور همزمان در هر دو طرف به سمت پایین اتفاق می افتد.

  • در B-Line Stall بال به حالت شکسته در آمده و شکل ایرفویل در کانوپی به هم می خورد و Stall رخ می دهد .

پروسه Full Stall 

اولین نوع Stall  وقتی خلبان به آرامی و به صورت همزمان برک ها را می کشد رخ می دهد نقطه جدایی ( Separation Point )  به لبه حمله( Leading Edge) نزدیک می شود

  • Separation Point در واقع نقطه جدایی Air flow از Upper Surface است
    پروسه استال

    Full Stall

    پروسه فول استال

    FULL STALL

PTU

Traffic Pattern

Traffic Patternدر زبان فارسی به معنی الگوی رفت و آمد است.

Traffic Pattern اساساً به خاطر جلوگیری از حوادث احتمالی و سردرگمی دیگر خلبانان در مرحله فاینال پایه گذاری شده است .

استفاده از یکی ازچهار Traffic Patternها در مرحله Approach Landing  برای خلبانان توصیه می شود.

انواع Traffic Pattern:

  1. (Traffic Pattern U  (PTU
  2. (Traffic Pattern S  (PTS
  3. (Traffic Pattern 8  (PT8
  4. (Traffic Pattern L  ( PTL

خلبان جهت باد را در هنگام رسیدن به منطقه لند با توجه به اعلائم وعوارض زمینی مانند باد نما ، گرد و خاک حاصل از حرکت خودرو ها ، دود کارخانجات ، دود حاصل از آتش ، برگ درختان و نهر آب تشخیص میدهد .

خلبان پس از تشخیص جهت باد در منطقه Approach Landing آماده میشود لندینگ را انجام دهد ، اصطلاحاً از محدود mit field  (محدود لندینگ ) به ترافیک منطقه وارد می شود .

  1. (Traffic Pattern U  (PTU

خلبان پاراگلایدر ازmit field  وارد می شود و تا انتهای محل لند را می بیند که مرحله Down Wind Leg  را طی می کند در واقع پشت به منطقه لندینگ است بعد وارد Base Leg  می شود که پاراگلایدر پهلو به باد قرار دارد و در نهایت وارد مرحله Final Leg  می شود . و این Traffic Pattern اصطلاحاً بهTraffic Pattern U  معروف است.

نکته :PTU  در بعضی کتاب ها ازجمله کتاب The Art Of Paragliding  ممکن است به شکل DBF  نیز مشاهده کنید مخفف (Down Wind , Base , Final  ) است.

در نتیجه درTraffic Pattern U  عموماً برنامه ریزی ارتفاع بسیار دقیق و منظم است  در واقع انتخاب PTU   به ارتفاع مناسب بستگی دارد .

Leg  : یک اصلاح پروازی است که در واقع از یک نقطه تا نقطه  دیگر را Leg می نامند .

 

PTU

الگوی رفت و آمد

(Traffic Pattern S  ( PTS

زمانی که خلبان از mit field  به ترافیک منطقه وارد می شود  و  Traffic Pattern U یا Traffic Pattern 8 استفاده می کند در مرحله Final  متوجه می شود  که مقداری ارتفاع باقی مانده که باید هدر دهد از (Traffic Pattern S  (PTS  استفاده می کند .

در Traffic Pattern S  پاراگلایدر کم کم به سمت جلو حرکت می کند تا در باند فرود ، فرود بیاید نه خارج از آن .

Pattern Traffic S

  1. (Traffic Pattern 8  (PT8

زمانی که پاراگلایدر وارد Base Leg   می شود و ارتفاع خیلی زیاد باشد خلبان  ,پاراگلایدر را 45 درجه پشت خط Base  میبرد و شروع به (8) eight  زدن می کند پس خلبان  در Base Leg  شروع به گردش های 270 درجه می کند (45 درجه پشت خط Base Leg   بعد 180 درجه به سمت جلو و 45 درجه جلو خط  Base Leg )

گردش های 270 درجه ای یعنی خلبان به هیچ عنوان درجن کند گردش های 270 درجهت خط از آن هنوز مقداری ارتفاع دارد که باید حدر دهدپشت به باند نمی شود و دائم لند را می بیند و در تمام مراحل بقل به باند حرکت می کند .

دلیل اینکه خلبان در مرحله Base Leg نباید گردش های 360 درجه بزند این است که ممکن است باد منطقه زیاد شود و در هنگام  پشت به باد از باند فرود فاصله بگیرد به محل لند نرسد .

PT8

Traffic Pattern 8در پرواز

در نتیجه Base Leg  بسته به بادی که در منطقه می وزد جلو و یا عقب میرود به همین خاطر ( PT8 ) را در مرحله Base Leg  اجرا می کنند.

  1. (Traffic Pattern L  (PTL

گاهی  بنا به شرایط  جوی ممکن است وقتی  خلبان به Approach Landing  رسید با ارتفاع  بسیار کمی مواجه شود پس به Down Wind Leg  نمیرسد که بخواهد مرحله Traffic Pattern  را آغاز کند پس در این نوع از الگوی ترافیکی Down Wind  حذف می شود و خلبان بلافاصله وارد Base Leg   و از Base Leg وارد Final Leg  می شود

PTL

Traffic Pattern L در پرواز

نکته : در Traffic Pattern طول باند ارجهیت دارد به جهت باد

نکته : در پاراگلایدر خلبان باید همیشه یک محل لند دیگر برای لند اضطراری در نظر داشته باشد

Long Final  برای زمانی است که نه Down Wind Leg  و نه Base Leg باشد و مستقیم خلبان به سمت Final Leg حرکت کند .

 

غذا Food

تغذیه در پرواز

تغذیه در پرواز علاوه بر اینکه در  I’m Safe  باید رعایت شود سرو غذای مناسب در نوع تمرین و پرواز نیز اهمیت حیاتی دارد

☆ خلبانی که در دوره های اول خلبانی است مثلاً دوره  novice  یا دوره Intermediate یا خلبان پاراگلایدری که صرفاً جهت تفریح پرواز می کند نه به صورت  حرفه ای باید به تغذیه در پرواز توجه داشته باشد چرا که قبل از رفتن به محل تیکاف باید غذای سبک و یا حجم کمتری از معمول مصرف نماید بخاطر اینکه بعد از صرف غذا احساس آرامش و خواب آلودگی به سراغ شخص می آید، استراحت یعنی اُفت فشار خون اتفاق می اُفتد دلیل علمی اُفت فشار خون را می توان به این شکل توضیح داد که کُل خون از تمام رگ ها کم می شود و به سمت دستگاه گوارش می رود تا در هضم غذا به دستگاه گوارش کمک کند، پس وقتی که خلبان سبک غذا می خورد درصد  کمتری از خون برای کمک به دستگاه گوارش می رود و درصد بیشتری از خون در اندام ها و مغز باقی می ماند، در نتیجه وقتی خلبان حجم کمتری غذا مصرف کند مقداری خون در مغز هست که خلبان  دچار آگاهی ذهنی باشد و تاخیر در عکسل العمل ها رُخ ندهد.

غذا چند دسته است ؟

  • کربوهیدرات
  • پروتئین
  • چربی

کربوهیدرات تقریباً نیم ساعت بعد از صرف غذا شروع به سوخت و ساز می کند، کربوهیدارت مثل حلیم😊

چربی تقریباً از دوساعت بعد از مصرف شروع به سوخت و ساز می کند، مثل کله پاچه😊

پروتئین هم که سرشار از انرژی است مثل انواع گوشت

وقتی که خلبان شوید قبل از رفتن برای پرواز و یا تمرین و با توجه به I’m safe  باید غذای خاص اونروز را مصرف کنید پس باید به ظرفیت غذایی توجه داشته باشید و تغذیه در پرواز را اعمال کنید.

غذا حکم بنزین را دارد پس باید به اندازه ای که تا مقصد برسید بنزین بزنید.

مثلاً اگر قرار است همراه با تیم برنامه تمرینی فشرده ای پشت بگذارید یا برای تمرین تپه کوتاه قرار است همراه استاد کوهی به تپه تمرینی بروید لازم است که چربی و پروتئین مصرف کنید تا کاملاً در طول روز انرژی لازم و کافی جهت تمرین را داشته باشید.

زمانیکه  یک خلبان پاراگلایدر پرنده قابلی شد و مهارت لازم را کسب کرد برای طی کردن مسافت و پرواز در ساعت های طولانی لازم است تغذیه در پرواز را هم به نسبت تایم طولانی پرواز رعایت کند، مثلاً اگر قرار است یازده ساعت پرواز داشته باشد چون در این یازده ساعت دقت و هوش بسیار لازم است و باید Active Flying داشته باشد پس هر لحظه بدن خلبان در حال سوخت و ساز است علاوه بر اینکه در حین پرواز از نوشیدنی ها و شکلات های انرژی زا مصرف می کند قبل از پرواز نیز باید از چربی ها و پروتئین ها استفاده کند.

خلبان آکروباسی برعکس خلبان مسافت نیاز ندارد زیاد و تایم طولانی در آسمان بماند و علاوه بر این برای انجام مانور آکروباسی باید سبک تغذیه کند پس تغذیه در پرواز خلبان آکروباسی باید از گروه کربوهیدارت ها باشد.

☆☆ نکته بسیار مهم در رابطه با تغذیه در پرواز که قبلاً هم به آن اشاره شد این است که یک خلبان در لحظه به پرواز فکر می کند ولی یک راننده اصلاً به رانندگی فکر نمی کند، خلبانی با رانندگی فرق دارد یک راننده گرسنه شاید بتواند رانندگی کند ولی یک خلبان گرسنه به هیچ عنوان نمی تواند درست تصمیم بگیرد

 

glide ratio

(Glide  Ratio(G.R

Glide  Ratio به معنی نرخ سرش است.

نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده را Glide Ratio  گویند.

خلبان پاراگلایدر معمولاً از ارتفاعی تیکاف می کند و مسافتی را طی می کند و در نهایت جایی لند می کند، پس مسافتی را که در آن ارتفاع طی می کند Glide Ratio  بدست می آید.

اگر مسافت را x و ارتفاع را h در نظر بگیرید.

Glide Ratio =  x / h

Glide Ratio    در پاراگلایدر معمولاً بین 7 تا 11متغییر است.

Glide Ratio دو نوع است ؟

  • Air Glide Ratio
  • Ground Glide Ratio

Air  Glide Ratio نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده نسبت به هوای اطراف که مقدار ثابتی است و برای هر بال پاراگلایدر جداگانه تعریف شده است، چون نسبت به بسته هوایی است Air Glide Ratio  را Air fines  نیز می نامند. Air Glide Ratio با  تغییرات جریان هوا ( sink ، Lift ، جهت باد و سرعت باد )تغییر نمی کند .

Ground Glide Ratio  نسبت مسافت افقی طی شده به ارتفاع از دست داده شده نسبت به شاخص ثابت زمینی گفته می شود. Ground Glide Ratio با  تغییرات جریان هوا ( sink ، Lift ، جهت باد و سرعت باد )تغییر می کند  خلبان با تغییر سرعت می تواند روی Glide Ratio  تاثیر بگذارد به عنوان مثال خلبان وقتی تیکاف می کند برای طی مسافت بیشتر با سرعت بیشتر حرکت نمی کند بلکه با Best Glide Ratio  پرواز می کند.

Ground Glide Ratio  به        sol fines      نیز معروف است.

Sink Rate  :

به معنی نرخ نزول یا افت ارتفاع است.

به میزان ارتفاع از دست داده شده در واحد زمان را Sink Rate گویند، واحد Sink Rate  = m / S  می باشد و در پاراگلایدر های امروزی حدوداً Sink Rate = 1.1 m/S  است یعنی  در یک ثانیه  1.1 متر ارتفاع از دست میدهید.

همانطور که متوجه شدید اگر سرعت وسیله پروازی خود را کم و یا زیاد کنید روی Ground Glide Ratio  تاثیر می گذارد، یعنی اگر اعمال فشار بر روی فرامین بیشتر شود در اصطلاح فشارها را بگیرید سرعت وسیله را کم کرده اید ، اگر از    Accelerator  استفاده کنید در  اصطلاح  Speed bar بکشید  سرعت پاراگلایدر را زیاد می کنید. پس انتخاب  (Target)  هدف شما در پرواز مهم است که

  • آیا قرار است مسافت بیشتری طی شود ؟
  • آیا قرار است زمان بیشتری پرواز کنید ؟

اگر قرار باشد مسافت بیشتری طی کنید باید با Best Glide Ratio   پرواز کنید و اگر قرار باشد زمان بیشتری پرواز کنید باید با Min Sink Rate  پرواز کنید.

☆ 1mile / hour = 1.60934 kilometer/ hour

تاثیر سرعت و جهت باد بر Ground Glide Ratio :

 

زمانی که هیچ برکی اعمال نشود در واقع برک ها بالا باشد، پرواز در حالت Trim Speed