نوشته‌ها

پاراگلایدر (paraglider)

پاراگلایدر وسیله ای که می شود با آن  بصورت کاملاً امن در آسمان پرواز کرد، در واقع وسیله ای است که ما با آن پرواز می کنیم.

موهبت بزرگی است که از بین هفت میلیارد جمعیت کره زمین شما با لبخند پرواز می کنید و با لبخند، پروازتان را به پایان می رسانید

ورزشی که با پاراگلایدر انجام می شود را پاراگلایدینگ (Paragliding  ) می نامند.

پاراگلایدردر لغت به معنی چتر سرنده است

Paraglider :

  • Para ___parachute  ___ چتر
  • Glider ___ سُرش

parachute :

  • گرد
  • تخت

Parachute   خاصیت Falling  (سقوط) را دارد مثلاً اگر به ازای یک متر به سمت جلو حرکت می کند یک متر هم به سمت زمین ارتفاع از دست می دهد، که با توجه به تاریخچه ی پاراگلایدر از چترهای گرد و تخت در جنگ جهانی اول استفاده می شده اما پس از گذشت سالها به صورت امروزی و بصورت پاراگلایدر در آمده است.

Paraglider  خاصیت Flying (پرواز) را دارد مثلاً به ازای هر ده متر که به سمت جلو حرکت می کند یک متر به سمت پایین ارتفاع کم می کند، مدل اصلاح شده وسیله پروازی که از شیب تپه به پرواز در آمد آغازگر ورزش پاراگلایدینگ است که توسط شخصی به نام گری یاربنت از ایالات متحده آمریکا انجام شد.

○از نظر شکل ظاهری:

  • Parachute به شکل مکعب مستطیل است

شکل ۱

  • Paraglider به شکل ایرفویل است

شکل ۲

اسم بال پاراگلایدر canopy ، صندلی پاراگلایدر Harness و نخ هایی که به بال پاراگلایدر متصل است Risers   گویند که هر کدام دارای اجزاء و بخش های مختلف است.

بال پاراگلایدر(Canopy ):

بال پاراگلایدر از پارچه نایلونی مخصوص ساخته می شود

  • لبه حمله (Leading Edge ) قسمت جلویی (Canopy) ، به اختصار ( L.E) نامیده می شود .
  • لبه فرار (Trailing Edge ) قسمت انتهایی (Canopy ) ، به اختصار ( T.E) نامیده می شود .
  • انحنای بالایی  (Upper surface )
  • انحنای پایینی (Lower surface )
  • وتر  (Chord Line) فاصله ی لبه حمله (L.E) تا لبه فرار(T.E)
  • نوک بال (Wing tip ) گوشه انتهای بال را که در هر دو طرف قرار دارد
  • طول کانوپی( Span) فاصله نوک بال راست تا نوک بال چپ
  • استابیلایزر( Stabilizer ) در گوشه های بال قرار دارد و کار آن جلوگیری از جمع شدگی آکاردونی بال است.
  • سل (Cell) سوراخ هایی که درلبه حمله(L.E)  کانوپی قرار دارد ، که هوا از طریق (Cell ) به داخل کانوپی نفوذ می کند.
  • ریب (Rib ) فاصله بین انحنای بالایی و انحنای پایینی که مثل یک دیواره ی عمودی حد سل را مشخص می کند
  • کراس پورت( Cross port ) روی Rib قرار دارد و عبور دهنده ی عرضی هوا است که هوا را به صورت یکنواخت در کل Canopy  تقسیم می کند.

اسم قوس پاراگلایدر را Flattening  می گویند.

شکل۳

صندلی پرواز پاراگلایدر(Harness ) :

قسمتی است که خلبان با لبخند رضایت بخش درون آن با تسمه هایی بسته شده است

  • صندلی (Seat ) محل نشستن خلبان که بسیار محکم  ساخته شده است
  • بند پا (Leg strap ) مانع از سُر خوردن خلبان از داخل صندلی می شود.
  • بند سینه (Chest strap ) خلبان را در داخل صندلی محکم نگه می دارد
  • حلقه اتصال( Attachment loop) حلقه ای که کارابین در داخل آن قرار میگیرد
  • کارابین (Carabiner) حلقه ای فلزی و بسیار محکم است که Raiser به وسیله آن به صندلی (Harness) متصل می شود
  • محافظ پشت (Air Bag ) صفحه ای از جنس فوم است که از زیر صندلی تا پشت صندلی خلبان را پوشانده است
  • چتر کمکی( Parachute Landing Fall ) یا (PLF ) که در داخل Air Bag قرار دارد.
  • دستگیره کمکی(Auxiliary ) دستگیره (PLF)  است که در مواقع اضطراری استفاده می شود و در سمت راست (Harness ) قرار دارد

شکل ۴

رایزر ( Risers ) :

چیدمان بیشتر پاراگلایدر ها سه رایزر یا چهار رایزر است، به نام های

  • A. Riser لاین ی که از لبه حمله (T.E)  به رایزر متصل می شود
  • B. Riser
  • C. Riser
  • D. Riser
  • Break  لاین ی که از لبه فرار(E ) به Toggle متصل می شود.

دسته رایزر (Riser  ) تسمه های کوچکی است که از طریق حلقه اتصال (Attachment loop ) لاین ها و کاربین بهم متصل می شود، همچنین برای چک و شناسایی تک تک لاین ها به خلبان کمک می کند.

  • لاین (Line ) الیاف تابیده شده است که از ماده ای بسیار مقاوم ساخته می شود ویک لایه پوشش یا محافظ هم دارد لاین ها در انحنای پایین Canopy در ردیف های کاملا منظم قرار میگیرند، هر کدام از این لاین ها به راحتی می تواند وزن یک خلبان مثلاً صد کیلویی را تحمل کند ولی دلیل اصلی ازدیاد این لاین ها این است که وزن خلبان را به طور یکنواخت روی کل Canopy  تقسیم کند، (یکنواخت منظور طبق طراحی وسیله، چون روی هر لاین(Line ) وزن خاصی می افتد )
  • کوئیک لینک (Queek link ) حلقه ی کوچک فلزی و مثلثی شکل که رایزر( Risrer ) را به لاین Line)  ) متصل می کند
  • لاین کنترل (Control guide ) برای هدایت پاراگلایدر تغییر جهت و سرعت مورد استفاده قرار می گیرد از یک سمت در انحنای پایینی و (T.E) کانوپی قرار دارد و از سمت دیگر به (Toggle  ) متصل است که اصطلاحاً (Break line ) نامیده می شود
  • دستگیره (Toggle ) حلقه ای که خلبان با دست می گیرد جهت کنترل پاراگلایدر که از یک سمت به (Break Line  ) و از سمت دیگر دست خلبان را به هم پیوند می دهد.
  • شکل۵

اصطلاح Inflation :

هنگامی که پاراگلایدر در مرحله ی پُر شدن از هواست

در واقع زمانیکه پاراگلایدر می خواهد از باد پُر شود، در اصطلاح پروازی باد دادن پاراگلایدر

Speed (سرعت )

speed به معنی سرعت است که جابجایی در واحد زمان را سرعت گویند  و واحد آن m/s   است.

سه نوع speed  (سرعت) داریم:

  • Air speed     ( سرعت هوایی)
  • Wind speed    ( سرعت باد)
  • Ground speed    (سرعت زمینی)

Air speed  :

۱)  سرعت وسیله پروازی نسبت به هوای اطراف

۲)  سرعتی که طراح برای بال در شرایط متفاوت  طراحی کرده است.

Wind  speed  :

۱)  سرعت جریان هوا نسبت به شاخص زمینی

۲)  سرعت بادی که در محیط در حال وزیدن است نسبت به زمین

Ground  speed  :

سرعت وسیله نسبت به شاخص ثابت زمینی

A.S  را مخفف Air speed  و W.S  را مخفف Wind speed  و G.S را مخفف Ground speed   در نظر می گیرند.

( G.S  =  A.S  +_ W.S)

☆ اگر بادی  وجود  نداشته باشد A.s   با G.s   برابر است ولی وقتی  فاکتور باد وجود دارد حال چه باد روبرو چه باد پشت G.S   تغییر می کند.

☆ اگر Tail wind   (باد پشت) را مثبت در نظر بگیریم چون Tail wind   که از پشت به بال برخورد می کند بر سرعت وسیله ی ما افزوده می شود  و Head wind  (باد روبرو) را منفی در نظر بگیریم چون وقتی Head wind  به بال ما برخورد کند از سرعت ما کاسته می شود.

حال اگر بخواهیم با مثالی به شما نشان دهیم اینطور می توان گفت:

☆ بال کلاس یک را درنظر بگیرید با Trim speedحدوداً ۳۵، حال اگر Tail wind =10 km   باشد G.S چقدر است؟

G.S = A.S  +  W.S  ==》 35 km  +  10 km =45 km

G.S=45 km

حال اگر همین بال زاویه اش تغییر کندو باد Head wind = 15 km  در اینصورت؟

G.R = A.S  –  W.S  ==》 35 km  –  15 km =20 km

G.s=20 km

☆☆ دلیلtakeoff (تیکاف) وسیله پروازی رو به جهت باد این است که زودتر به Min Air Speed   برسد.

☆☆ دلیل  Landing یا فرود وسیله پروازی  رو به جهت باد این است که زودتر به Min Ground Speed  برسد.

انواع Air speed   (سرعت هوایی):

  • Min Air Speed  یا min Speed  ( حداقل سرعت هوایی)
  • Trim Air Speed یا  Trim Speed (سرعت آرایش یافته)
  • Max Air Speed یا  Max Speed  (حداکثر سرعت هوایی)

Min Air Speed :

حداقل سرعتی که وسیله ی پروازی می تواند داشته باشد تا در آن سرعت پرواز کند و به عبارتی نیروهای آیرودینامیکی بر روی آن (ایرفویل) تشکیل شود و یا تاثیر گذارد.

Trim Air  Speed  :

حداکثر سرعتی است که وسیله پروازی بدون دخالت خلبان می تواند داشته باشد.

Max Air  Speed  :

حداکثر سرعتی است که وسیله هوایی با دخالت خلبان می تواند داشته باشد به عبارتی بالاتر از Max Speed   وسیله از پرواز خارج می شود.

Max Air  Speed  در یک عددی که کارخانه تعریف کرده وجود دارد و خارج از آن وسیله پروازی از پرواز خارج می شود.

Fly Domain (دامنه  پروازی) :

محدودیِ پروازی که بین  Min Air Speed و Max Air Speed میباشد و خارج از آن محدوده وسیله از حالتِ پروازی خارج می شود.

 

قبل از Min Air Speed  و بعد از Max Air Speed   وسیله از حالت پرواز خارج شده است.

☆☆ اگر بال کلاس یک را در نظر بگیریم

  • Min Speed = 18  –  20
  • Trim Speed = 35 –  36
  • Max Speed = 45 – 46

همانطور که متوجه شدید Trim Speed  همیشه نزدیک به max speed  است .

انرژی پتانسیل(EP)

انرژی پتانسیل باعث ادامه و بقاء پرواز می شود.

سوخت پاراگلایدر انرژی پتانسیل است .

تعریف انرژی پتانسیل را می توان اینگونه بیان کرد :

انرژی مکانیکی ذخیره شده در اجسام می باشد .

یک قلم رابرایتان مثال میزنم که روی طاقچه قراردارد قرار دارد، آیا قلم می تواند بیوفتد؟ نسب به طاقچه نه ولی نسبت به زمین بله.

حال اگر دو قلم در ارتفاع متفاوت داشته باشیم و رها کنیم کدام قلم زودتر به زمین می رسد؟قلمی که ارتفاع کمتری دارد، ارتفاع نقش مهمی در بقاء پرواز دارد پس اگر کوهی باشد که ۸۰۰ متر ارتفاع داشته باشد با کوهی که ۲۰۰ متر ارتفاع دارد نشان می دهد که زمان پرواز ما در این دو کوه متفاوت است، ولی سایت هایی هم هستند که با ۲۰۰ متر ارتفاع ساعت ها می شود در آن پرواز کرد و یا ارتفاع آنچنانی گرفت. در اینجا راجع به سایت هایی صحبت می کنیم که یک پاراگلایدر فقط سُر می خورد و به سمت محل لند می رود، و اجازه بالا رفتن را به پاراگلایدر نمی دهد.همه ی این موارد جزء قابلیت های یک سایت پروازی است. پس در هر شکل اگر قرار باشد فقط سُر خوردن پاراگلایدر مد نظر باشد، سایتی که دارای ارتفاع بیشتری است به پاراگلایدر مجال بیشتری می هد که در هوا باشد

EP=mg h   فرمول انرژی پتانسیل

Mمخفف mass همان وزن خلبان است که هیچ فرقی نمی کند کجای دنیا باشد. واحد آن بر حسب کیلوگرم ( kg ) سنجیده می شود .

  • gمخفف gravity  همان جاذبه که واحد آن متر بر مجذور ثانیه  و یا نیوتن بر کیلوگرم  ( N/kg) سنجیده می شود که مقدار تقریبی این کمیت  9/81  متر برمجذور ثانیه است .
  • Hهمان height ارتفاع کوه است که به پاراگلایدر اجازه می دهد مدت زمان بیشتری در پرواز باقی بماند. واحد آن بر حسب متر (m) سنجیده می شود .

 

پس انرژی ای که باعث می شود بقاء پرواز پاراگلایدر شما بیشتر شود انرژی پتانسیل است .

و اما چه نیرویی باعث ادامه و بقاء پرواز پاراگلایدر می شود؟ نیروی وزن است .

انرژی ای که باعث می شود مدت زمان پرواز پاراگلایدر  افزایش پیدا کند انرژی پتانسیل است. به دلیل وجود ارتفاع، هر چه ارتفاع بیشتر باشد مدت زمان بیشتری در پرواز خواهید بود و عاملی  که باعث می شود به پرواز برگردید و ادمه ی پرواز را داشته باشید نیروی وزن است.

لایه مزوسفر (Mesosphere)

لایه مزوسفر درست بالای لایه استراتوسفر است.

در واقع بعد از لایه تروپوسفر و لایه استراتوسفر سومین لایه جو لایه مزوسفر است.

 

مرز بین لایه مزوسفر و لایه یونوسفر را مزوپاوز( Mesopause) می نامند.

 

لایه مزوسفر در ارتفاع ۵۰ تا ۸۰/۸۵ کیلومتری بالای سطح زمین قرار دارد.

در لایه مزوسفر دما متناسب با افزایش ارتفاع کاهش می یابد،باز دوباره روند کاهشی مثل لایه تروپوسفر خواهیم داشت

در لایه مزوسفر در ارتفاع ۸۰ کیلومتری به دمای ۹۰ درجه هم می رسد.

در این شرایط اگر گهگاهی مقداری بخار آب در این لایه نفوذ کند ،منجمد می شود

و ابرهای شب تاب بوجود می اورد که تنها در تابستان که لایه مزوسفر پایین ترین دما را دارد مشاهده می شود البته در عرضهای بالا( روسیه در عرضهای بالایی ایران است).

در روسیه پدیده ای هست که شبها آسمان آن رنگی است که به شفق قطبی یا شب قطبی معروف است.

این اتفاق زمانی در روسیه می افتد حالا به هر دلیلی رطوبت به لایه های بالاتر مثلا لایه مزوسفر انتقال پیدا کند.

لایه مزوسفر را می توان سردترین لایه اتمسفر تلقی کرد که تا (۱۶۰- )نیز با راکت اندازه گیری شده است.

قطعاً آدم و هواپیما نمی تواند وارد لایه مزوسفر شود، پس با موشک و راکت های هواشناسی که به لایه مزوسفر فرستادن، توانستند تا (۱۶۰-) را اندازه گیری کنند.

 

دما با آهنگ ۰/۳ درجه  به ازای هر ۱۰۰۰متر کاهش می یابد.

روزانه میلیون ها شهاب سنگ در اثر برخورد با ذرات داخل لایه مزوسفر  می سوزند، این برخورد باعث می شود که اجسام آسمانی قبل از رسیدن به زمین بسوزند.

لایه مزوسفر به وزش بادهای شدید با سرعت ۷۲۰ کیلومتر بر ساعت نیز مشهور است که ناشی از شیب زیاد تغییرات فشار در این لایه است.

فشار هوا در لایه مزوسفر ، پایین است.

مراحل پرواز هواپیما

مراحل پرواز هواپیما را تصور کنید از ملخ هواپیما که شروع به چرخیدن می کند، اگر به ملخ هواپیما دقیق شوید متوجه می شوید که ملخ هواپیما شبیه ایرفویل است که ۹۰درجه چرخیده است.پس ملخ هواپیما از ایرفویل تشکیل شده است.

وقتی سوخت فسیلی که بنزین است به موتور می رسد، شروع به احتراق کرده و پیستون ها را به کار می اندازد که در نهایت انرژی منتقل می شود به ملخ هواپیما، حال ملخ شروع به گردش می کند و جریان هوا را از طرفین می گیرد، وقتی ملخ جریان هوا را از اطراف می گیرد با توجه به upper surface  ایرفویل و Relative wind که در اطراف است نیروی Lift در جلوی ملخ بوجود می آید.

وقتی نیروی Lift بر روی ملخ هواپیما بوجود آمد هواپیما را به سمت جلو می کِشَد و هواپیما ردی باند حرکت می کند.

هواپیما با حجم بزرگتری از بال و ایرفویل روی باند حرکت می کند وقتی هواپیما روی باند شروع به حرکت می کند،حجم وسیعی هوا از روی بال هواپیما میگذرد و این امر باعث افزایش سرعت  در upper surface و در نتیجه کم فشاری در آن سطح می شود که در نتیجه نهایی نیروی Lift بوجود می آید.

هواپیمایی که چند تن وزن دارد چطور از زمین بلند می شود؟

قدرت موتور، عبور جریان هوا را سریعتر می کند و وقتی عبور جریان هوا سریعتر شد اختلاف سرعت و فشار در upper surface و Lower surface بیشتر می شود و به همین منوال وقتی سرعت در upper surface بزرگتر شود نیروی Lift اندازه اش بزرگتر می شود پس هر چقدر وزن هواپیما باشد نیروی Lift باید بیشتر از وزن(weight) هواپیما باشد که بتواند هواپیما از زمین بلند شود، به محض اینکه عدد بزرگتر از وزن هواپیما بوجود بیاید نیروی Lift غلبه می کند بر نیروی weight در نتیجه عمل تیکاف و کَنده شدن از زمین بوجود می آید.

* مسیری که هواپیما روی باند حرکت می کند را در اصطلاح پروازی(Rolling) و کَنده شدن از زمین که عمل تیکاف رُخ می دهد را (Airborne) گویند.

یک هواپیما برای اینکه از سطح زمین بلند شود و به ارتفاع برسد به نیروی Lift بیشتری احتیاج دارد، در نتیجه نیروی Lift همزمان از نیروی weight بزرگتر و اوج می گیرد که به (climb) معروف است

در مرحله climb:

 

Lift     >    weight

 

حال که هواپیما ارتفاع گرفته و بالا رفته نیروی موتورش را کم می کند تا میزان نیروی Lift را کم کند نیروی Lift با نیروی weight هم اندازه شد بر اساس قانون سوم نیوتن (قانون عمل و عکس العمل)هواپیما نه ارتفاع می گیرد ارتفاع از دست می دهد در اصطلاح در مرحله(straight&level) یا (cruise flight) قرار دارد‌.

 

در مرحله  cruise flight:

 

Lift     =    weight

 

حال اگر هواپیمایی که در حالت cruise flight در حال پرواز است به هر دلیلی موتورش را خاموش کند در نتیجه نیروی Lift به یکباره کاهش می یابد یا از بین می رود، ولی اینرسی حرکتی رو به جلو که (horizontal speed) نام دارد  حرکت رو به جلو باقی می ماند و نیروی دیگری که تاثیرگذار است نیروی weight (جاذبه) که نیروی عمودی به سمت پایین است، از برآیند این دو نیروی Fly path بوجود می آید در وسایل پروازی غیر موتوری،چون موتور خاموش شده است. ولی پایین آمدن هواپیما اصطلاحاً (descent) گویند.

 

در مرحله descent:

 

Lift      <      weight

است.

 

 

لوله ونتوری (venturi)

لوله ونتوری آزمایشی بود که دانشمندی به نام  ونتوری  انجام داد .

در سایت سازمان ناسا آمده است که تئوری لوله ونتوری غیرصحیح و نادرست است ،فعلاً  تا تعوری جدیدی ارائه نشود مجبوریم بر همین منوال قانون برنولی و آزمایش ونتوری را تدریس کنیم همانطور که در کل مدارس هوانوردی هم تدریس می شود.

دَنیل برنولی فیزیکدان اهل کشور سوئیس، آزمایشی انجام داد و قانونی ارائه کرد به نام قانون برنولی ،  تعریف قانون برنولی  به این صورت است که :

در سیالات یکنواخت ، سرعت با فشار نسبت  عکس دارد . یعنی  وقتی سرعت زیاد می شود، فشار کم و بالعکس .

  • یکنواختی  یعنی سرعت و جهت یکسان جریان هوا
  • فشار تابع سرعت است یعنی اول سرعت تغییر پیدا می کند و بعد فشار کم و یا زیاد می شود .

سال ها بعد دانشمندی به نام ونتوری با آزمایشی به نام آزمایش لوله ونتوری، این قانون را ثبت کرد . ونتوری یک لوله است که دارای قطرهای متغییر است طرفین لوله نسبت به مرکز لوله دارای قطرهای بزرگتر است.در این لوله که لوله ونتوری نامیده می شود، ۳ سرعت سنج و ۳ فشار سنج تعبیه کرد، در ابتدای لوله ونتوری در وسط لوله ونتوری و در انتهای لوله ونتوری [ سرعت را با (v) مخفف (velocity) سرعت سنج، فشار را با (p) مخفف (pressure) فشار سنج در نظر بگیرید] از درون این لوله ونتوری سیال عبور داد [ سیال به مایعات و گازها گویند] سیال یکنواخت و همگن عبور داد اصطلاحاً به سیال همگن سیال خطی گویند، در لوله ونتوری زمانی که سیال شروع کرد به حرکت درون لوله میزان ورودی سیال با میزان خروجی سیال یک اندازه بود

در نتیجه وقتی سرعت سنج و فشار سنج در قسمتهای لوله ونتوری تعبیه کرد چه چیزی مشاهده کرد؟

در قسمت اول اگر فشار و سرعت یک عدد ثابت را نشان داده که خیلی اهمیت ندارد در قسمتی که لوله ونتوری باریک شد متوجه شد که سرعت عبور سیال زیاد شده (در سرعت سنج وقتی جهت عقربه ساعت حرکت به راست افزایش می یابد وقتی برعکس به سمت چپ است کاهش پیدا می کند) دید که سرعت افزایش پیدا کرده و برعکس فشار کاهش پیدا کرد وقتی از سمت باریک لوله ونتوری، سیال به قسمت پهن تر رسید دید که فشار سنج و سرعت سنج برعکس عمل کردند یعنی سرعت کاهش و فشار افزایش پیدا کرد.

دنیل برنولی با آزمایش لوله ونتوری به این نتیجه رسید که در سیالات خطی (liner) سرعت و فشار باهم رابطه نسبت دارند یعنی هر جا که سرعت زیاد بشود فشار کم و هر جا که سرعت کم شود فشار زیاد است.

مثال یک رودخانه را برایتان میزنم وقتی به مرکز رودخانه نگاه می کنید خطهای صاف در کنار هم منظم که این خط با خط بقلیش یک دما دارد، یک فشار دارد و از یک جنس است به این جریانات اصطلاحاً جریانات خطی (liner)گویند حال در گوشه های رودخانه شاهد این هستید که جریان آب با دیواره رودخانه در ارتباط است و جریانات دیگر خطی و منظم نیست به این جریانات گوشه ای غیر خطی(unliner) می گویند.

وسایل پروازی در جریان هوایی پرواز می کند و قانون برنولی در آن صدق می کند که سیال (هوا) خطی باشد.

آزمایش لوله ونتوری را همگی از بچگی انجام داده اید هنگام آب بازی با دوستان وقتی شیلنگ آب را سمت دوستتان می گرفتید برای اینکه بیشتر از یک متر را بتوانید آب بپاشید، انگشت خود را داخل شیلنگ آب می گذاشتید با این کار مَدخل خروجی آب کوچکتر می شد دقیقاً مثل قسمت باریک لوله ونتوری، سرعت مولکولها بیشتر می شد بخاطر فشار زیادی که در پشت شیلنگ بوجود می آمد، پس آب فضای دورتری را خیس می کرد.

حال اگر با این شیلنگ می خواستید زمین را که مقداری سنگ ریزه و خاک ریخته جابجا کنید بدون استفاده از جارو شیلنگ آب را از فاصله نزدیک به جسم جامد می گرفتید.

خلبان (pilot)

خلبان کسی است که در لحظه ی خلبانی به پرواز فکر می کند.
تفاوت خلبان و راننده در چیست؟
همه ی ما رانندگی می کنیم ولی تنها کاری که انجام نمی دهیم رانندگی است!
اما تنها کاری که در رانندگی انجام می دهیم فکر کردن است،فکر کردن به گذشته و فکر کردن به آینده ،پس نتیجه اش این است که در رانندگی کار دیگه ای انجام می دهیم.
مسله ای که در صنعت هوانوردی مهم است نظم است ؛
نظم و انظباط ،دقت به همراه می آورد
دقت زیاد شود دانش و آگاهی بدنبالش می آید
دانش و آگاهی زیاد شود،مهارت کسب می شود
و وقتی مهارت زیاد شود، تبدیل به تخصص می شود.
همه ی خلبان ها متخصص هستند.
خلبان کسی است که تشخیص می دهد انجام مانور با بال های مختلف و لولهای مختلف فرمان پذیری خاص خودش را دارد.پس خلبان باید وسیله ی پروازی خودش را کاملاً بشناسد در واقع باید شناسنامه ی وسایل پروازی خود را که از استاد کوهی دریافت کرده است را بداند.

یک خلبان باید fly carefully را رعایت کند، اگر کسی بخواهد مواظب باشد پس به کاری که می خواهد انجام دهد فکر می کند و چون فکر می کند که چطور آن کار را نجام دهد جایی برای خطا کردن وجود ندارد در نتیجه خلبان fly carefully می کند در نتیجه خلبان هر کاری که می خواهد انجام دهد باید برای انجام صحیح آن کار فکر کند.
خلبان برای انجام هر کاری اول فکر می کند و بعد طبق یک پروسه منظم کارها را انجام می دهد.
یک خلبان در پاراگلایدر مرحله به مرحله پیش می رود و دانش پروازی و مهارت و تخصص در آن سطح را کسب می کند حتی کلاس بال خلبان پاراگلایدر با ورود به دوره های بالاتر می تواند تغییر کند (بال آکروباسی ،بال تندم،بال مسافت)
خلبان در دوره ی مبتدی پاراگلایدر نیاز به دانش اولیه دارد که این مطالب و دانش اولیه را با حضور در کلاس دوره ی مبتدی کسب می کند.
قرار نیست خلبان دوره ی مبتدی از روز اول که شروع به تمرین می کند در مورد انجام مانورهای آکروباسی دانش کسب کند این موضوع باعث دوگانگی در افکار خلبان می شود چون همانطور که گفته شد یک خلبان در لحظه فکر می کند و عمل می کند،خلبان نه به گذشته نه به آینده فکر نمی کند
پس از اینکه خلبان در هر لحظه از پروسه آموزش اطلاعات و دانش آن مرحله را کسب کرد شروع به کسب مهارت به سبب دانش در همان سطح می کند.مثلاً خلبان دوره ی مبتدی نیاز به دانش ابتدایی و خیلی کم از هواشناسی و آیرودینامیک دارد و مهارت کنترل کردن وسیله پروازی روی زمین.
در واقع از خلبان مبتدی توقع این نیست که بهترین تیکاف و بهترین لند را انجام دهد .همین خلبان با ورود به دوره ی مستقل کمی بیشتر علم و دانش پروازی کسب می کند با تمرین بیشتر تیکاف و لند بهتری ارائه می دهد مهارت لازم در کنترل پاراگلایدر خود را بدست می آورد.
خلبان در دوره ی متوسطه با قابلیت ها و ویژگی های پاراگلایدر خود بیشتر آشنا می شود چون وارد دوره های آکروباسی شده و انواع مانورها را پاراگلایدر خود انجام می دهد.
خلبان علاوه بر کسب دانش ، افزایش مهارت و تبدیل آن مهارت به تخصص خود و دارای وسایل پروازیه به روز دنیا و شناخت کامل وسیله ی پروازی خود باید دارای پرستیژ خلبانی نیز باشد.
یک خلبان باید آراسته باشد باید مودب باشد و با ادب صحبت کند و باید رفتار و منش درستی داشته باشد.

اُزون (ozone)

اُزون لایه بسیار مهم اتمسفر زمین است که در لایه استراتوسفر قرار دارد و از رسیدن امواج مادون قرمز و ماورای بنفش به سطح پوست انسان جلوگیری می کند در واقع اُزون مانند یک فیلتر عمل می کند جلوی امواج مضر به انسان را می گیرد.

می ترسم چون شاید امن نباشه!

می ترسم چون شاید امن نباشه! نظر شما چیه؟
جالب بدونید اگر این سوال رو از استاد کوهی بپرسید، خیلی با خوشحالی به شما میگن چقد خوبه که آدم بترسه چون وقتی بترسی پرواز رو بهتر یاد میگیری.
اگه بگید ،می ترسم چون شاید امن نباشه !
پاسخ استاد کوهی به شما اینه؛
کسی که رانندگی بلد باشه پرواز رو هم یاد میگیره.
امروزه کسی فکر میکنه که نیاز نداره رانندگی بدونه؟یا فکر کنه که ،می ترسم
چون شاید امن نباشه؟
قطعا.نه!
چون رانندگی با همه ی ترسی که اوایل براتون داره ولی به سراغش میرید و گواهینامه اش رو به محض اینکه به سن ۱۸ سالگی رسیدید میگیرید.
و هیچ وقت دیگه به این فکر نمی کنید که روزی از خودتون می پرسیدید که ،می ترسم چون شاید امن نباشه!
اگه در هنگام رانندگی به قوانین دقت کنید وحد سرعت مجاز برونید همیشه براتون امنه
پرواز هم همینِ,بعد از مدتی واقعا یادتون میره یه روزی از فکر اینکه ,می ترسم چون شاید امن نباشه !سراغ این بخش از لذت زندگی تون نرفتید.
و اون موقع یادتون میره که یه روزی از خودتون می پرسیدید:
می ترسم چون شاید امن نباشه!
می ترسم چون شاید امن نباشه!

من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم!

من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم! چقدر از خلبان هایی که امروزه جزوه بهترین های پاراگلایدر و چتر بازی هستند از جمله استاد مهدی کوهی یه روزی این سوال رو بارها از خودشون پرسیدن و همین مساله باعث شده فکر کنند که این ورزش زور زیادی میخواد، من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم!
اما این جسارت رو داشتن و اولین روزی که برای تمرین در کنار خانوادشون قرار گرفتند نظاره‌گر تمرینات پدر و خواهرشون بودند هنوز به این سوال در ذهنشون درگیر بودن که، من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم! متوجه شدن که این ورزش زور نمیخواهد و همش تاکتیک و تکنیک است.
این سوال برای خیلی از ماها هست که، من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم!
برای اولین باری که اقدام کنید برای تمرین و بالکشی به باشگاه مراجعه کنید آدمهایی از کوچکترین سن مثلا ۱۴ یا ۱۵ ساله تا آدم پا به سن گذاشته ی ۸۰ ساله از دختر و پسر کنار هم می بینید که شاید جسه ی بسیار ریزی داشته باشن ولی از خلبانان بسیار خوب باشگاه استاد کوهی هستند.

پس صرفا بخاطر این سوال:
من که زور ندارم پس نمیتونم پرواز کردن رو یاد بگیرم!
خودتون رو از حضور در آسمان محروم نکنید 🙂